يعنى قصد كفران نعمت من كردى .
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
7 / ابراهيم ) ( شكر نعمتت ، نعمتت افزون كند - كفر ، نعمت از كفت بيرون كند ) .
و چون كفران اقتضاى انكار نعمت دارد لذا در مورد - جحود - يعنى مطلق انكار هم به كار ميرود . و گفت :
وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ
بِهِ 418 / بقره ) يعنى انكار كننده و پوشاننده آن نباشيد .
واژه كافر بطور عموم در مورد كسى كه وحدانيّت و يگانگى خداوند يا نبوت و دين و يا هر سه را انكار مىكند متعارف و معمول است و بيشتر به كسى كافر مىگويند كه در شريعت و دين اخلال كند و آنچه را كه لازمه شكر بر خداوند است ترك نمايد .
در آيه گفت :
مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ
- 44 / روم : آيهء مقابل آن :
وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ
- 44 / روم « 1 » است .
گفت :
وَ أَكْثَرُهُمُ الْكافِرُونَ
- 41 / بقره )
هامش
بودى ترا پيش خود پرورش داديم و ساليان عمرت را ميان ما گذراندى ؟ و آن كارها كه انجام دادى كردى و از ناسپاسان بودى مىگفت آن كارها را زمانى كردم كه گمراه بودموَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ -19 شعراء ) يعنى : و از راه بيرون بودم .
( 1 ) يعنى كسى كه ناسپاسى نمود و كفر پيشه كرد كفرش عليه خود اوست كسانى كه كار شايسته كردهاند براى خودشان آن را فراهم نمودهاند .