پس اينكه گفت :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ
- 15 / زخرف ) هشدارى است بر آن چيزى كه از كفران نعمت بر انسان احاطه دارد و كمتر به اداى شكر قيام مىكند و بر اين اساس آيه :
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ
- 17 / عبس ) است و از آن جهت گفت :
وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ
- 13 / سبأ ) آيه :
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
- 3 / انسان ) خود گواه و هشدارى است بر اينكه دو راه شكر و كفر را بر انسان شناسانده چنان كه گفت :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
- 10 / بلد ) پس رهروانى در راه شكر هستند و رهروانى در راه ناسپاسى و كفر ، و گفت :
كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً
- 27 / اسراء ) كه از كفر و ناسپاسى است و با واژه ( كان ) تنبه ميدهد به اين كه شيطان از
هامش
2 - خود را و رأى خود را از دين و آئين الهى برتر ندانستن .
3 - پيامبر خداى را با غرور و بىتوجهى به زبان نياوردن .
4 - خوددارى و پايدارى در امور نفسانى و هوسها داشتن .
5 - اهل تحقيق و گزينش بودن و به هر خبرى و شايعهاى گوش ندادن .
6 - به ايمان عشق ورزيدن و آن را در دل خويش آراسته داشتن .
7 - كفر و فسق و گناه را زشت و ناروا داشتن .
كه در پايان ميفرمايد - رشد يابندگان در امور فوق كسانى هستند كه مشمول فضل و نعمت حقند -فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ نِعْمَةً وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.