از راه راست منحرفند .
مَنْكِب - عضلات و استخوانهاى ميان بازو و گردن و شانه جمعش مَنَاكِب است كه از اين معنى در مورد زمين استعاره شده است مثل استعاره - ظهر - يعنى پشت .
آيه
ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ
- النحل / 45 و
فَامْشُوا فِي مَناكِبِها
- الملك / 15 بر شانه و پشت زمين راه برويد .
مَنْكِبُ القومِ - رهبر و رئيس مردم كه از همان دوش و شانه استعاره شده است رئيس هم استعاره از رأس يعنى - سر - است مثل استعاره دست - يد - براى يارى كنندگان .
لفلانٍ النِّكَابَةُ فى قومه - مثل - نِقابة - يعنى رهبرى و رئيس بودن در ميان مردم است .
أَنْكَب - كسى كه گردنش متمايل به راست و چپ است و همين طور در مورد حيوانات و شتران .
نَكْب - بيمارى شانه و گردن - نَكْبَاء - بادى كه از جهت خود بر ميگردد .
نَكَبَتْ - حوادث طبيعى و روزگار و زندگى يعنى - باد نكباء و انحرافى بر او وزيد .
نكث
: النَّكْثُ پاره شدن لباس و هر چيز بافته شدهاى كه بمعنى نقض يعنى شكستن نزديك است و براى پيمان شكنى استفاده شده است خداى تعالى فرمود :
وَ إِنْ نَكَثُوا
أَيْمانَهُمْ - التوبة / 12