ساخته شده . در آيه گفت :
ثُمَّ يَنْقُضُونَ
عَهْدَهُمْ - الانفال / 56 و
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ
- الرعد / 25 و
وَ لا تَنْقُضُوا
الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها - النحل / 91 و از اين معنى در شعر - مُنَاقَضَة - است كه كتاب - نَقَائِض جرير و فرزدق معروف است نَقِيضَان در سخن و كلام يعنى هيچ يك از آن در شعر يا سخن همانند هم نيست و نميشود گفت .
هو كذا - اين همان است و در چيز واحد و حالت واحد چنين نيست .
انْتَقَضَتِ القرحةُ - كورك و زخم سرباز كرد و - انْتَقَضَتِ الدجاجةُ - مرغ در موقع تخم كردن صدا كرد ، امّا معنى حقيقى انْتِقَاض صدا نيست بلكه شكستن است كه هر شكستنى با صدا همراه است و صدا را به آن تعبير كردهاند در آيه فرمود :
الَّذِي أَنْقَضَ
ظَهْرَكَ - انشرح / 3 يعنى وزر و وبالى كه پشتت و كمرت را شكست شاعر ميگويد .
أعلمتُهَا الإِنْقَاضَ بعد القرقرة « 1 » .
نَقِيضُ المفاصلِ - صداى استخوانهاى مفاصل دست و پا .
هامش
( 1 ) تمام بيت چنين است :رب عجوز من اناس شهيرة * اعلمتها الانقاض بعد القرقرهچه بسيار مردان پيرى كه شترانشان را بردم و آنها را بعد از سكوت و آرامش پيرى مانند جوانان به فرياد و فغان آوردم و نوزاد آن شتران به فرياد آمدند .