معنى آن روشن شده نُزُل - طعام و غذائيست كه براى ميهمان آماده مىشود .
گفت :
فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوى نُزُلًا
- السجده / 19 و
نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
- آل عمران / 198
هامش
در راه كمال پيوسته مردم را به عزلت و خراباتيگرى ، مىپرستى و عشق به شاهدان گيسو فرو هشته و دلدارهاى فريبنده سوق ميدهند ، خداوند در سوره شعراء ميفرمايد منشأ و الهام بخش اينان همان شياطين هستند و كسانى هم كه بجاى پيروى از حقيقت و امامان راستين و الگوهاى صديق ، بهر نامى از آن شعرا پيروى ميكنند و دلباخته الفاظ زيبا و سكرآور و شهوت انگيز و مستى و بىخبرى هستند گمراهانند -وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ. . . -إِلَّا الَّذِينَ. . . مگر كسانى كه .
دوم شعراى حقگو و خداپرست كه سراسر وجودشان و گفتارشان ياد خداى و عظمت او و تقوى و پاكى و پرهيز از واژههاى افسونگر و گمراه كننده است . در طول تاريخ اين دلير مردان مبارز و حق پرست و آزاده صفحات زرين ادب و فرهنگ را با اشعارشان جاودانه ساخته و زينت بخشيدهاند ، از دريوزهگرى سلاطين و گرفتن زر و سيم و عشقبازى با كنيزكان و رقاصگان دربارى دورى جسته و دامن شعر و ادب را نيالودهاند و هرگز درد و پيرى و ريختن دندانها ، يادى از هرزگىها و عياشىهاى جوانى خويش با آن آب و تاب افسوس نخورده و اصولا آلوده نبودهاند .
اين شاعر آزادهايست كه ميگويد :من آنم كه در پاى خوكان نريزم * مر اين قيمتى لفظ در درى رايا ديگرى كه ميگويد و افتخار مىكند :به عمر خويش مدح كس نگفتم * درى از بهر دنيا من نسفتميا ديگرى كه به شاعرى از نوع اول ميگويد :چه حاجت كه نه كرسى آسمان * نهى زير پاى قزل ارسلانيا آن ديگرى ميگويد :