و
فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ
الواقعه / 93 أَنْزَلْتُ فلانا - او را ميهمانى نمودم .
در مورد سختىها و مصيبتها هم - نَازِلَة و به صورت جمع نَوَازِلْ گفته مىشود در جنگ هم - نَزَال و مُنَازَلَة گويند ، نَزَلَ فلان - به ديدن و زيارتم آمد ، شاعر ميگويد :
أ نازلة السماء ام غير نازله « 1 » .
آب نطفه را هم - نُزْل و نُزَالَة ميگويند ، خوراك و طعام لذيذ و تازه را هم نُزُل و ذو نزل - گويند .
نَزِل - گروه و مجتمع به شباهت طعامى كه در اطراف آن جمع ميشوند .
نسب
: نَسَب و نِسْبَت ، يعنى شريك بودن و اشتراك در نسبت مادرى يا پدرى كه دو نوع است :
1 - نسبت طولى مثل اشتراك در پدران و پسران .
2 - نسبت يا نسب عرضى مانند نسبت ميان برادر زادگان يا عمو زادگان .
در آيه فرمود :
فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً
- الفرقان / 54 كه اشاره به خويشاوندان سببى است مثل دامادها .
فلان نَسِيبُ فلان - يعنى خويشاوند و از نزديكان اوست ، واژه - نسبت - در
هامش
( 1 ) شعر از عامر بن طفيل است تمامش چنين است :ا نازله اسماء ام غير نازله * ابينى لنا يا اسم ما انت فاعله ! ؟آيا اسماء به ديدن من خواهد آمد يا نخواهد آمد ، اى اسماء آيا ميان ما جدائى هست كه به آن عمل كردهاى ؟ .