و اين واژه كه زاد و طعام بهشتيان را از سوى خداوند بيان مىكند در مورد دوزخيان و طعام ناگوارشان نيز به كار رفته است ميگويد :
لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ . . .
هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ
- الواقعه / 56
هامش
دانش و آزادگى و دين و مروت * اين همه را بنده درم نتوان كرديا آن ديگرى در داستان پير خار كن و جوان مغرور و عياش ميگويد :شكر گويم كه مرا خوار نساخت * به خسى چون تو گرفتار نساختهمره حرص شتابنده نكرد * بر در شاه و گدا راه نكردداد با اين همه افتادگيم * عز آزادى و آزادهگيمنشانه شعرائى كه شعر را در خدمت رشد جامعه و خويشتن قرار ميدهند چنين است :إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَمگر شاعرانى كه اهل ايمان و كار شايسته هستند و خداى را بسيار ياد ميكنند و براى انتقام از ستمى كه بر آنها ميرود از خداى يارى ميخواهند ، بلى ستمگران به زودى خواهند دانست كه به چه كيفرى و دوزخى بازگشت مىكنند .
زيرا اين گونه شعرا به تهمتهاى عقيدتى ، نسبت به اشعار ناروا به آنان ، زندان و فقر و تبعيد از سوى قدرتهاى طاغى و ستمگر هميشه دست بگريبان بودهاند .
و يك نمونه از اشعار شعراى دريوزهگر و خود فروخته اينست كه در باره سفاكترين طاغوتها ميگويد :چو كودك لب از شير مادر بشست * نخست او ز گهواره محمود گفتدر مقابل اين شاعر ، شاعر آزادهاى در تفسير آيهاى از قرآن ميگويد :هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا إله هو گويدبه بين تفاوت ره از كجاست تا به كجا از توحيد تا شرك و بت پرستى .