و
وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ
- احزاب / 31 .
مِنْ براى ابتداى مقصود و آغاز و حد هر پايانى و هم براى جدا كردن ( تبعيضيه ) و توجيه و بيان چيزى به كار ميرود و همچنين براى تعيين حد جنس در حالت نفى با استفهام . مثل آيه :
فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ
- الحاقه / 47 و نيز براى بدل مثل ، اين را از آن بگير يعنى عوضش كن گفت :
إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ
ذُرِّيَّتِي بِوادٍ - ابراهيم / 37 كسى كه حرف - من - را من تبعيضيه بداند معنى آيه اينست كه حضرت ابراهيم بعضى از افراد خانوادهاش را در آن بيابان سكونت داده . و آيه :
مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ
- النور / 43 تقديرش اينست كه كوههائى از برف از آسمان نزول داده است . پس - من اول ظرف است و من دوم مفعول و من سوم در اين آيه براى بيان و توجيه جنس كوههاست مثل اينكه ميگوئى - عنده جبال من مال - كوهى از مال و ثروت دارد و گفتهاند احتمال دارد - من دوّم هم يعنى - من حبال بخاطر ظرف بودن تقديرا منصوب شده است براى اينكه از آسمان نزول كرده است و
مِنْ جِبالٍ
- منصوب باشد براى اين كه مفعول به است كه واژه حال براى كوه برف از نظر عظمت و زيادى است كه از آسمان مىبارد و نازل مىشود و آيه :
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
- المائده / 4