تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
اخفش ميگويد - من - در مما زائد است امّا صحيح نيست زيرا بعضى از چيزهائى كه به انسان عطا شده خوردنش جائز نيست مثل - خون - غدد - پليديهاى گوارشى كه خوردنشان نهى شده است .

منع

: ميگويند - مَنْع - ضد بخشش است - مثل رجل مَانِع و مَنَّاع - مردى بخيل است خداوند فرمود :
وَ يَمْنَعُونَ
الْماعُونَ - الماعون / 7 و
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ
- ق / 25 اين واژه در معنى بزرگى و رفعت نيز به كار ميرود مثل - مكان مَنِيع - جائى بس بلند مرتبه - فلان ذو مَنَعَة - او عزيز و بلند مرتبه است كه دسترسى به او و رسيدن به مقام او ممتنع است در آيه گفت :
أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ - النساء / 141 ( سخن منافقين است كه اگر در جنگ مسلمانان با كفّار پيروزى براى كفار بود ميگفتند آيا ما شما را به اسرار مسلمانان آگاه نميكرديم ) و آيه :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ
مَساجِدَ اللَّهِ - البقره / 114 و
ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ
- الاعراف / 12 . يعنى چه چيزى ترا واداشت و منع كرد بر ترك آن كار ؟ امرأة مَنِيعَة - كنايه از عفت است يعنى زنى با عفت . مَنَاعِ يعنى مانع شو مثل نَزَالِ يعنى فرود آى .