و
أَمَّنْ يَمْلِكُ
السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ - يونس / 31 .
و
لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا
- الاعراف / 188 .
هامش
مبين در خود كه خودبين را بصر نيست * خدا بين شو كه خود ديدن هنر نيستخدائى كادمى را سرورى داد * مرا بر آدمى پيغمبرى دادشيخ طوسى در تفسير گرانقدر تبيان در ذيل آيه 26 آل عمرانقُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ. . . مينويسد :
بلخى و جبائى ميگويند جائز نيست كه ما بگوئيم خداوند حكومت را به فاسقين و بدكاران عطا مىكند زيرا حكومت كارى بس بزرگ است كه از سياست و تدبير با بخشش مال زياد همراه است و خداى فرمودهلا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَو حكومت از بزرگترين عهد و پيمان خدائى است ، پس مراد از - ملك - پيامبرى و حكومت خدائى است و جاهل را بر عالم حق سياست نيست . بلخى استدلال مىكند و ميگويد كسى كه در باطن كافر و فاسق است حكومتش غير الهى است .
( تبيان 3 / 430 ) پس خداوند مالك هر ملكى است مالك دنيا و آخرت است و مالك نبوت و پيامبرى و در اين آيه اشاره به همين حكومت الهى و پيامبرى است اين قول از سعيد بن جبير و مجاهد است كه تمام تفاسير آن را نقل كردهاند .
بمقتضاى حكمت و مصلحت از جباران به قهر كه مقدماتش را خود با ستمگرى فراهم كردهاند ميگيرد ، كافر و فاسق هر چند هم با زور و نيرنگ و قدرت غلبه كنند - فليس ذلك بملك يرتبه اللّه - اين حكومت خدائى نيست زيرا گفته استلا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَدر پاسخ حضرت ابراهيم كه بعد از نبوت و امامت و حكومت مىپرسد - و من ذرّيتى - آيا تبار من هم مشمول اين عهد يا حكومت الهى خواهند شد جوابش -لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَاست كه نه خير چنين نيست .