/ 54 ) « 1 » يعنى ملك و حكومتى الهى ملك حق هميشگى و ازلى خداوند است لذا گفت :
لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ
- التغابن / 1 .
و گفت
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ
الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ - آل عمران / 26 « 2 » .
هامش
و ( 2 ) يكسونگرى ، محدود نگرى ، مجردنگرى و بالاخره به خودنگرى در تفسير و تأويل آيات قرآن سر آغاز تمام سرگردانىها ايجاد نيروها ، تائيد ستمگران و فرعونيان و قارونيان تاريخ كشورهاى اسلامى بوده و هست . آيات فوق و دهها آيه ديگر كه به قدرتها و حكومت الهى و غير الهى اشاره دارد همواره مورد توجه بوده ، چون هر جامعهاى بناچار حكومتى لازم دارد تا اداره شود ، سؤال اينست كه آيا حكومتهاى غير الهى كه از راه كشتار ، تبعيض ، ستمگرى ، كفر ، كاخ نشينى ، مبارزه با پيامبران و كشتن آنها ، خونريزىها برقرار مىشود ميتواند حكومتى مورد رضاى خدا يا از سوى او باشد ، اشعرى مذهبها كه كارشان استحكام بخشيدن و اميدوار كردن حكومتهاى جابرانه بنى اميه و بنى مروان و بنى عباس در تاريخ اسلام بوده آيه 26 آل عمران -قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِرا با اصرار تمام و چشم پوشى از صدها آيه ديگر قرآن كه از حكومت عدل و قسط و ايمان سخن ميگويد با انديشههاى از پيش ساخته و برگزيده خويش در تفسير مجرد و محدود آيه فوق قلمفرسائى ميكنند ، نمىفهمند كه پايان آيه ميگويد -بِيَدِكَ الْخَيْرُ -بگو اى خداوند همه خير و نيكىها از تو است نه شر و بدى ، نه فتنه و ستم ، نه تبعيض و زور و نه حكومت قارونى و عاد و ثمودى و نمرودى و فرعونى ، اگر چنين بود چرا خداوند پيامبران را به جنگ و مبارزه و هدايت اينان دستور ميداد ، از آغاز سوره آل عمران بحث بر سر عقيدهاى است كه قوم نژاد پرست يهود پيامبرى با حكومت الهى را .