تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
لِمَنِ الْمُلْكُ
الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ - مؤمن / 16 مِلْك با كسره حرف - م - دو گونه است : اول : ملكى كه مالكيت و سرپرستى و حكومت را مىرساند . دوم : ملكى كه نيرومندى كسى را نشان ميدهد خواه سرپرستى بكند يا نكند . در مورد اول آيه :
إِنَّ الْمُلُوكَ
إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها - النمل / 34 است يعنى قدرت ملكى و حكومتى كه فساد انگيز است و در مورد دوم آيه :
إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً
- المائده / 20 در اينجا نبوت و پيامبرى را بطور خاص و ملك و شاهى را بطور عام بيان كرده است . معنى ملك و پادشاهى در اينجا نيروئى است كه بوسيله آن كسى براى سياست و حكومت داوطلب مىشود نه اينكه همه را خداوند متولى و حاكم كار مردم قرار داده باشد زيرا چنين كارى با حكمت الهى منافات دارد ، چنان كه گفته‌اند - لا خير في كثرة الرؤساء - در بسيارى از سرپرستان و سلاطين هيچ خيرى نيست . بعضى گفته‌اند : ملك - اسمى است براى هر كسى كه قدرت بر سياست و اداره امور دارد اين قدرت يا تسلط بر نفس خويش است كه اين كار با ثبات و پايدارى با زمام قدرت نفس و برگرداندن او از هواهاى نفسانى همراه است . و يا اينكه بر غير خود قدرت دارد خواه زمامدار بشود يا نشود . در آيه گفت :
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً
- النساء