تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
شما ملول ميشويد و به خداوند ملالت نميرسد « 1 » . .

ملح

: مِلْح يا نمك آبى است كه طعمش دگرگون شده منجمد شده است ، ميگويند با نمك است در وقتى كه طعم و چيزى تغيير كند . و اگر نمك مايع باشد ميگويند - ما أَمْلَحَ - آبى نمكين و شور - ماء مَالِحْ - گفته مىشود خدا فرمود :
وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
- الفرقان / 53 . مَلَّحْتُ القدر - در ديگ نمك ريختم ولى - أَمْلَحْتُهَا - با نمك خرابش كرد . سمك مَلِيح - شور ماهى سپس از لفظ ملح يعنى با نمك مَلَاحَة استعاره شده است ، رجل مَلِيح - مرد بسيار خوشروى .

ملك

: مَلِك كسى كه امر و نهى مردم در تصرف اوست ، و اين امر ويژه سياست انسانهاست از اين روى -
مَلِكِ النَّاسِ
- گفته مىشود نه - ملك الاشياء - و در آيه : ملك يوم الدين تقديرش ملك در روز جزاست از اين روى در آيه‌ايكه فرمود :
هامش
( 1 ) طريحى در ذيل اين حديث ميگويد ، بعضى از شارحين حديث گفته‌اند : در زبان عرب براى معارضه فعل به فعلى ديگر از همان لفظ اول بهره ميگيرند هر چند كه در معنى اين دو لفظ مشابه مخالف باشند مثل آيات :يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْوجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهاونَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْپس معنى حديث فوق اينست كه خداوند مثل انسانها از بنده‌اش اعراض نميكند تا اينكه بنده او از قيام به طاعت خدا ملول شود و به اعراض از تكليف و خدمت مبتلا شود . ( 5 / 474 ) مجمع البحرين ) .