تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

لفظ

: واژه لَفْظ در سخن استعاره از لفظ چيزى در دهان و سنگ آسياب در آرد كردن و ريختن آرد گرفته شده از اين روى صدائى كه خروس بهنگام گرفتن دانه به منقار و صدا كردن مرغان ظاهر مىكند او را - لَافِظَة - ميگويند براى انداختن دانه براى مرغ - خداى تعالى فرمود :
ما يَلْفِظُ
مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ - ق / 18 . يعنى ( انسان از زمان حيات و پايان آن سخنى بر زبان نياورده مگر اينكه همراهان او بر آن آماده و آگاهند ) .

لفى

: أَلْفَيْتُ يعنى يافتم در آيه گفت .
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا
- بقره / 170 ) . و آيه :
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها
- يوسف / 25 . آيه اوّل سخن كفّارى است كه حقّ را نمىپذيرند و كور كورانه پيرو گذشتگانند هر چند كه گذشتگانشان -
لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
نه در كارى تعقلى كرده‌اند و نه هدايت شده‌اند - اما آيه دوم مربوط به داستان رسيدن عزيز مصر به درگاه و آستانه اطاق است كه رحمت خدا شامل يوسف پيامبر و پرهيزگار مىشود و از آلودگى نجات مىيابد ) .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 146 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى