لفظ
: واژه لَفْظ در سخن استعاره از لفظ چيزى در دهان و سنگ آسياب در آرد كردن و ريختن آرد گرفته شده از اين روى صدائى كه خروس بهنگام گرفتن دانه به منقار و صدا كردن مرغان ظاهر مىكند او را - لَافِظَة - ميگويند براى انداختن دانه براى مرغ - خداى تعالى فرمود :
ما يَلْفِظُ
مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ - ق / 18 .
يعنى ( انسان از زمان حيات و پايان آن سخنى بر زبان نياورده مگر اينكه همراهان او بر آن آماده و آگاهند ) .
لفى
: أَلْفَيْتُ يعنى يافتم در آيه گفت .
قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا
- بقره / 170 ) .
و آيه :
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها
- يوسف / 25 .
آيه اوّل سخن كفّارى است كه حقّ را نمىپذيرند و كور كورانه پيرو گذشتگانند هر چند كه گذشتگانشان -
لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ
نه در كارى تعقلى كردهاند و نه هدايت شدهاند - اما آيه دوم مربوط به داستان رسيدن عزيز مصر به درگاه و آستانه اطاق است كه رحمت خدا شامل يوسف پيامبر و پرهيزگار مىشود و از آلودگى نجات مىيابد ) .