تعالى گويد
قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا
آمدى كه ما را بر گردانى - الْتَفَتَ فلان - وقتى است كه كسى با چهرهاش و صورتش از كسى يا چيزى رو گرداند - امرأةٌ لَفُوت - زنى كه از همسرش رو گرداند به فرزندش يا غير از او توجه كند . لفيتة : .
لفح
: ميگويند - لَفَحَتْهُ الشَّمْسُ و السَّمُومُ - روى خورشيد از شدت گرما تغيير كرده و همين طور باد سوزان و گرم . در آيه گفت .
تَلْفَحُ
وُجُوهَهُمُ النَّارُ - المؤمنون / 104 .
( آيه در مورد سرنوشت نكبت بار دوزخيان است كه در دنيا خود را مشمول
خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ
- زيانكاران قرار دادهاند و در دوزخ چهرههاشان ميسوزد و زشت منظر ميشوند ) .
و از اين واژه بطور استعاره عبارت - لَفَحْتُهُ بالسيف - هست يعنى با شمشير به چهرهاش زدم .
هامش
تمام شعرا و ادبا از اين صنعت بهره گرفتهاند ، زيرا گذشته از تنوع در گفتار زيبائى خاصى هم به سخن ميدهد .
واژه - التفاف - مانند بسيارى از واژههاى قرآنى و اسلام كه جزء خانواده زبان فارسى است و معنى خاصى دارند التفات هم در فارسى بمعنى توجه كردن است مثل واژه تجاوز كه در فارسى بجاى تعدى به كار ميرود و در زبان قرآن عبور كردن است .