تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً
- النباء - 16 ) . در وصف بهشت است كه از بسيارى درختان باغاتى به هم پيوسته است و گفت :
وَ الْتَفَّتِ
السَّاقُ بِالسَّاقِ - القيامة / 29 ) . يعنى ( دنيا پرستان بهنگام مرگ از شدت وضع دور شدن از دنيا كه معبودشان بوده پاها را با درد و سوز بهم ميسائيد ) . الف - كسى است كه از شدت فربهى و چاقى در راه رفتن رانش بر آمده است و با كندى و سنگينى راه ميرود ، كسى كه خويش در لباسش ميپوشاند يا پرنده‌اى كه سر خود را در بالهايش ميپوشاند ميگويند - لف رأسه - واژه - لَفِيف هم به قبايل و گروههاى بهم پيوسته ميگويند ، و بگفته خليل بن احمد لَفِيف در لغت هر كلمه‌اى است كه دو حرف اصليش حرف عله ( الف - واو - ى ) باشد .

لفت

: ميگويند - لَفَتَهُ عن كذا - يعنى او را از آن كار منصرف كرد « 1 » خداى
هامش
( 1 ) صنعت التفات يكى از صنايع ادبى در سخنورى يا نويسندگى است به اين معنى كه نويسنده يا گوينده گاهى از خطاب به حاضرين روى سخن را به عائبين و گاهى بر عكس ميگرداند مثلا در سوره حمد ما ميگوئيم :الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، تا اينجا سخن از صفات خداوند است كه ما به صورت غايب آنها را نيز ميشمريم و بعد ميگوئيم :إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ، كه خطاب به خدائى است كه او را حاضر و ناظر ميدانيم ميگوئيم : اى كسى كه فقط ترا ميپرستيم و از تو يارى ميجوئيم .