عن اللّغا و رفث التكلم
( يعنى از روى خطا و باطل و بيهوده سخن گفت ) .
- لغيت مثل لقيت - است ، هر سخن زشت و قبيحى را - لغو - گويند ، چنان كه در آيات
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً
- قصص 57 ) « 1 » و گفت :
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ
- نباء 34 ) « 2 » . و باز در وصف محيط پاك
هامش
( 1 ) در اين آيه به يكى از مزاياى ويژه بهشت اشاره شده است كه در آنجا هيچگونه سخن يا عمل لغو و باطلى يا دروغگوئى بهشتيان ندارند نه مىشنوند و نه مىبينند .
( 2 ) اين آيه و آيهء سوم سورهء مؤمنون مكمل يكديگرند ، زيرا در آنجا صفات رستگاران و مؤمنين را مفصلا بيان مىكند كه يكى از آنها دورى كردن و اعراض از سخنان بيهودهاى است كه مىشنوند و يا مىتوانند انجام دهند ولى چون مؤمن هستند از آنها رو گردان ميشوند و دامن خويش آلوده به لغو و گناه نمىكنند صاحب مجمع البحرين تفسير اين آيه و واژه را باطل - ناسزاگوئى - لغو - لهو و غنا و موسيقى و گناه ميداند كه رستگاران از اينها دورى ميكنند ( 1 / 75 مجمع ) شايد معيار و ملاكى براى غنا و موسيقى يا هر لغوى ، اين است كه هر تحريك كننده و شهوت برانگيز مشمول اين اصل است ، زيرا يكى از سه مركز فرماندهى انسان غريزه است كه اگر در كنترل عقل و خرد نباشد تحريك مىشود و نواهاى موسيقى اگر عقل و عاطفه را مانند سرودهاى انسان ساز با صوت خوش يا هر سخن موزون ديگرى كه با آهنگى هم همراه باشد و عقل و عاطفه را برانگيزاند نه غريزه و شهوت و كينه و خشم خودسرانه از شمول اين اصل خارج است كه بيشتر موسيقىهاى عربى و شرقى هيجان انگيز و كاملا مهيج غريزه شهوانى است چنان كه بعد از سالها آن مردم از نظر اخلاقى و تأثير سوء آن موسيقىها به پائينترين درجه انحطاط .