تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
( وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ
34 / ص ) « 1 » . كرس : در اصل منسوب به كِرْس - است يعنى مجتمع و قومى كه در يك جا جمع شده و مسكن گزيده‌اند و از اين معنى واژه كُرَّاسَة است يعنى دفتر ، كه اوراقش بهم بر آمده و متصل شده است . كَرَسْتُ الْبِنَاءَ : ساختمان و بنا را محكم ساختم و بالا بردم تا كامل شد ، عجاج مىگويد :
يا صاح هل تعرف رسما مُكْرَسا * قال : نعم اعرفه و ابلسا « 2 »
كرس : هر اجتماع و جمعى از چيزى را - كِرْس - گويند - و نيز اصل هر چيز - قديم الْكِرْس - يعنى ريشه‌دار و اصيل كَرُّوس : بزرگ سرى كه سر و شانه‌اش عظيم است و از بزرگى گويى رويهم تركيب شده . و در آيه :
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
- 255 / بقره ) از ابن عباس روايت شده كه - كرسى - در اين آيه علم خداوند است .
هامش
( 1 ) اشاره به افكنده شدن پيكر بى جانى بر تخت سليمان نبي عليه السّلام است كه توبه آورد . ( 2 ) بيت فوق به صورت زير است :يا صاح هل تعرف رسما مكرّسا * قال نعم اعرفه و ابلساو انحلبت عيناه من فرط الاسىگفتم اى دوست همراه من آيا آثارى باقيمانده از ديارى كه رويهم قرار گرفته باشد مىشناسى گفت آرى آن را مىشناسم و سپس آنچنان غم زده و اندوهگين شد كه از شدت غم اشك از چشمانش جارى شد . ( لسان العرب 6 / 193 - مقائيس اللغه 5 / 165 ) .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 11 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى