حقيقى نيست ) .
في الامر لُبْسَة : با ضمه حرف ( ل ) نفى در آن كار اشكالى و اشتباهى هست .
لَابَسْتُ الأمرَ : آن كار را آزمودم و به اصلاحش پرداختم .
لَابَسْتُ فلاناً : با او آميزش نمودم تا بشناسمش .
و في فلان مَلْبَسٌ : كه در اين جا به صورت استعاره به كار رفته معنى در وجودش بهرههاى فراوان و طولانى است . شاعر گويد :
و بعد المشيب طول عمر و ملبسا .
( پس از جوانى طول عمر و بهرهمندى هست ) .
لبن
: لَبَنْ يعنى شير جمعش أَلْبَان است در آيه گفت :
و
وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ
- محمد / 15 « 1 » .
مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً
- 66 / نحل « 2 » .
هامش
( 1 ) آيه ( 15 سوره محمد صلّى اللّه عليه و إله ) اشاره به نوشيدنيهاى بهشتى است كه هرگز طعم و مزه آنها دگرگون و متغير نمىشود چنان كه در آيه ديگر فرمود : ( و ختامه مسك ) ته مانده آن نوشيدنيها هم مانند تمام آنهاست و همانند مشك و عنبر و بهترين گلها و عطرهاى دنيا خوشبوست .
( 2 ) به آيه ( 3 / نحل ) اشاره به شگفتيها و رازهاى كارگاه با شكوه خلقت است كه ميگويد :
در آفرينش چهار پايان بر شير گاوان و گوسفندان درسها و عبرتهائى است .