تشبيه كرده است چنان كه شاعر همه را « إزار » يا جامه بلند ناميده است ميگويد :
فدى لك من اخى ثقة ازارى « 2 » .
و نيز تقوى و پارسائى را به صورت تمثيل به لباس بيان داشته است چنان كه فرموده :
وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ . . .
26 / اعراف ( 3 ) .
( كه بعد از يادآورى لباس ظاهر به لباس باطنى كه همان تقوى است اشاره شده ) .
اين واژه يعنى لباس ، گاهى به زره و لباس جنگى اطلاق مىشود . در آيه :
صَنْعَةَ لَبُوسٍ
لَكُمْ - 80 / انبياء .
يعنى زره ، در آيه ديگر فرمود :
فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ
- 112 / نحل .
هامش
( 2 ) مصراع شعر از نضيله اشجعى است ميگويد :الا ابلغ ابا حفص رسولا * فدى لك من اخى ثقة ازارىداستان اينست كه اين شاعر در قريهاى كه حاكمى پليد و تبهكار حكومت ميكرده زنان مردم را كه شوهرانشان براى جنگ اسلام با كفار رفته بودند مانند كنيزكان و بردگان در معرض فروش ميگذاشت و تعدادى از آنها را در حرمسراى خود نگه ميداشت شاعر از دست اين ستمگر كه نامش جعده بوده به خليفه دوم شعرى ميفرستد و ضمن آن ميگويد :
به ابا حفص سخن و شعر مرا برسانيد و بگوئيد پيام فدويت از سوى برادرى راستگو و مورد اعتماد است اين حاكم از گمراهى كوشش مىكند زنان عفيفه ما را به سقوط و بدنامى و زشتى بكشاند كه بعدا جعده به صد تازيانه محكوم و به شام تبعيد مىشود .
( لسان 4 / 17 ) .