( اين آيه يكى از آثار ايمان را بيان مىكند و ميگويد اينان ايمان خود را با ظلم و ستم نمىپوشانند و محو نمىكنند مؤمن ظالم نميشود و ظالم هم مؤمن
هامش
4 - در هم شدن تاريكى 5 - بمعنى همسر مرد و همسر زن 6 - زره و هر لباس و پوششى 7 - تحقيق در شناخت باطن كسى و بطور استعاره 8 - بهرهمندى ، فهميده مىشود . سپس ميگويد :
« لبس الهودج و الكعبة » پرده كجاوه و هودج و پرده كعبه با كسره حرف ( ل ) .
( مقاييس 5 / 230 ) در حديثى از خودآرائى و خودپسندى نهى شده است :
( انّه نهى عن لَبْسَتَيْن ) ( النهايه 4 / 236 ) يعنى پيامبر از خود آرائى و خودبينى و خودپسندى نهى فرموده چنان كه سعدى هم در تفسير اين حديث ميگويد :صورت زيباى ظاهر هيچ نيست * اى برادر سيرت زيبا بيارو اين امر غير از نظافت و تميزى است كه جزئى از ايمان است بلكه جاه و آرايش و ظاهر فريبنده پرداختن و استكبار و غرور ورزيدن است . كه مانند دو پوشش و لباس چهره انسانيت را ميپوشاند ، در تفسير آيه فوق ( بقره 42 ) گفتهاند هر مؤمنى كه به ظلمى آلوده شود و ايمانش مشوب شود با توبه و جبران آن ظلم ايمانش خالص خواهد بود .
و نيز در حديثى آمده است كه :
( العالم بزمانه لا تدخل عليه اللوابس ) .
دانشمندى كه به روح زمان و موقعيت اجتماعى جامعه خويش و جهان آگاه باشد شبهات و وسوسهها بر او وارد نميشود « تلبس » به صورت مبالغه يعنى فريبكارى و غل و غش در كارها و معاملات ( مجمع البحرين 4 / 103 ) تلبس هم پوشاندن حقيقت است .