دشمنى با راه حق در آنها افزونتر خواهد شد ) .
لَجَّةُ الصوت - با فتحه حرف ( لام ) بمعنى كشاندن صداست و - لَجَّةُ البحر با ضمّه حرف لام عمق ناپيداى دريا و طغيان و افزونى امواج درياست ، - لَجَّةُ اللّيل - ادامه ، و شدّت تاريكى شب است .
در تمام موارد فوق - لُجٌّ و لِجٌّ - هر دو گفته مىشود . در آيه گفت :
فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ
- 40 / نور .
كه منسوب به موج درياست يعنى فزونى و ادامه امواج دريا .
روايت شده است : -
وَضَعَ اللُّجَّ على قفىّ .
- كه اصلش - قفاى است تعبيرش اينست كه شمشير آب داده را پشت سرم قرار داد .
لجلجة : - گردانيدن لقمه خام در دهان و نيز گردانيدن سخن و نامفهوم گفتن آن در دهان .
شاعر گويد : -
يَلَجْلَجَ مُضْغَةً فيها ابيض
- يعنى غذائى ناپخته را ميجود .
- رجل لَجْلَجْ و لَجْلَاجٌ - مردي كه كلامش نامفهوم است .
به صورت ضرب المثل ميگويند : ( الحقّ أَبْلَجُ و الباطل لَجْلَجٌ ) يعنى حق و باطل در سخن گويندهاش و كار فاعلش مستقيم نيست بلكه در آن لغزش و تكرار هست « 1 » .
هامش
( 1 ) - الحق ابلج - يعنى حقيقت و حق آشكار است چنان كه ميگويند - صبح ابلج - يعنى صبح روشن ، و از اين معنى گفتهاند - حتّى بدت اعناق صبح ابلجا - آنقدر رفتيم تا روز بالا آمد و صبح كاملا آشكار شد . در صفت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمده است كه او ابلج الوجه - يعنى چهرهاش روشن و نورانى بود .
اما در - و الباطل لجلج - مبرد ميگويد يعنى « سخن بيهوده و باطل راحتى .