تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
غوغاى آنان بر كنار ماند . اما در واقع و حقيقت صوفيان زمان همه بر يك منوال نبودند و همه در جستجوى جمال حق و وصول بساحت قدوسى ذات مطلق تكاپو نمىكردند ، بلكه عده‌يى از آنان كه تظاهر به اين صفات مىنمودند ، از صوفى خانقاهى و درويش راهى و قلندر و ملامتى ، مردمى شكمخواره و بيكاره و افسار گسيخته بودند كه در زير خرقه‌هاى شراب‌آلود خود انبانى از گناه پنهان داشتند ولى در ظاهر دعوى ذكر و زهد و كرامات مىكردند و مردم بيچارهء ساده لوح را بدنبال خود مىكشانيدند ، درست مثل دستهء ديگرى كه در لباس فقها و زهاد و عباد از جملهء فسقهء روزگار و در زمرهء دام‌گستران خلق خدا بودند . جامى در ضمن بحث دربارهء اقسام گروههاى متصوفه در زمان خود ، يعنى در عصر مورد مطالعهء ما ، گفتار مشروحى دارد « 1 » كه طالب اطلاع كافى بايد به آن مراجعه كند . او در اين شرح مستوفاى خود صوفيان را به چند طبقه تقسيم كرده و اوصاف هريك را برشمرده است . صوفى در نظر او و هر محقق ديگر به دو طبقهء واصلان و سالكان تقسيم مىشد . اهل وصول مشايخ صوفيه‌اند كه از شرايط بزرگ كار آنان كمال متابعت از تعليمات و سنن پيغامبر اسلام است . اين دسته بعد از وصول بمدارج كمال مأذون و مأمور بدعوت خلق مىشدند تا آنان را به راه راست بكشانند . اما دستهء ديگرى از واصلان مأمور بدعوت خلق نشدند و تكميل ديگران بايشان مفوض نگشت . اما سالكان يا طالبان ثواب آخرتند ( زهاد - فقرا - خدام - عباد ) ، و يا مشتاقان جمال حق ( متصوفه - ملامتيه ) . طبقهء نخستين خود را مىبينند و براى خود دست و پاى حور و قصور مىكنند و طبقهء دومين خود را هشته و در آرزوى ديدار جمال كعبهء قدوسيت در بيابان شوق حريف خار مغيلان و شريك اندوه و حرمان گشته‌اند . متصوفه طالبان تهذيب و كمال‌اند اما كتمان رياضت و عبادت و طاعت نمىكنند و ملامتيه هم در طلب تهذيب و كمال ره مىسپرند اما از اظهار طاعت هراس دارند تا مبادا بتهمت تزوير و ريا آلوده شوند . از دستهء
هامش
( 1 ) - نفحات الانس ، چاپ تهران ص 8 - 17
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 69 | ذبيح الله صفا