تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
به خود و هنوز بمنزلهء گنجينه‌يى نهانى ( كنز مخفى ) است . نخستين جلوه و سريان او نطق يا كلمه ( كلام نفسى ) است كه به صورت بيست و هشت حرف الفباى عربى و چهار حرف الفباى فارسى ( سى و دو حرف ) ظهور كرد و اين را حروفيه « كلام ملفوظ » نامند . اين حروف بسيط جوهر يا اصل همهء عالم وجود جسمانى و تقريبا بمنزلهء هيولى در نزد مشائين ، و تركيبات يا الحاقات بىشمار آنها با يكديگر بمنزلهء اجتماع صورت و هيولى در عالم محسوسات است . حروف تا از يكديگر در حال انفصال باشند « مدرك » نيستند پس تعقل و تواجد نتيجهء اجتماع يا تركيب آنها با يكديگر است و از تركيبات مختلف آنها هيولى و صورت و همچنين حس و ادراك بوجود مىآيد و بعبارت بهتر وجود هر شئ معلول يك اجتماع و تركيب خاص از چند حرف است كه تشخص و تعين مخصوص به خود را حاصل مىكند و يك « جزء ناطق » از « نطق » يا « كلمه » پديد مىآيد . اين سى و دو حرف ظهورات « كلام نفسى » و صفات سى و دوگانهء ذات ذو الجلالند ، اما آن اجتماع يا تركيبى از حروف كه خلاصهء همه تركيبات ديگر شمرده مىشود « بسمله » و يا « بسم اللّه الرحمن الرحيم » است كه زبده و خلاصهء خلقت است و اگر امكان عدمش مىبود عالم وجود در يك طرفة - العين بهمراه آن معدوم مىگرديد . همهء « صفات ذو الجلال » مانند ذات حق قديم و در آن مكتوم است ، ذات حق عدهء زيادى اسماء و صفات دارد كه بر دو دستهء اسماء جمال و اسماء جلال منقسم مىگردند . « رحمن » نمونهء عام از دستهء اول و « قهار » نمونهء عام از دستهء دوم است . اين صفات ملازم ذات حق و مانند آن لايتغير و فناناپذير و دائم‌اند . چنان كه ديديم نخستين ظهور هستى كلمه يا نطق ( لفظ ) بود . كلمه در مرحلهء تعينات درسى و دو حرف جلوه كرد و اجتماع و تركيب هرچند حرف منشاء افاضهء نيرويى براى تشكيل هيأتهاى مادى اشياء گرديد چنان كه بايد گفت وجود همه چيز بحروف و وجود حروف به نطق و وجود نطق يا كلمه به قوت ازليه و وجود قوت ازليه بوجود مطلق است . اما نطق يا كلمه فقط تقدم ذاتى بر حروف و بالنتيجه بر وجود هريك از انواع دارد با اين تبصره كه افراد هريك از انواع وجودشان منوطست بازمنهء محدود معين .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 64 | ذبيح الله صفا