« مير » يعنى سيد جعفر و سيد بهاء الدين در عهد سلاطين اخير تيمورى محترم بودند و اين احترام و نفوذ مشايخ سلسلهء نوربخشيه در عهد صفويه نيز حفظ شد مگر در سختگيرى شاه طهماسب دربارهء يكى از اخلاف سيد محمد نور بخش به نحوى كه در شرح حال اميدى رازى در همين مجلد خواهيد ديد « 1 » .
رسمى شدن تشيع
كوشش مداوم شيعه در تحصيل برترى بر سنيان ، با ضعف قطعى تيموريان بجايى كشيد كه تنها يك نهضت مساعد جديد مىتوانست آن را بنتايج قطعى برساند ، و اين همان قيام دلاورانهء شاه اسمعيل صفوى بود براى تشكيل حكومت واحد و متمركزى در سراسر ايران و برانداختن همهء عوامل مساعد به حال تسنن در اين سرزمين ، يا در افتادن با عوامل ديگرى كه از خارج ايران اهل سنت و جماعت را تقويت مىكرد .
انتساب صفويان به خاندان رسالت ، يا دعوى آن ، و اعتقاد بسيار شديدى كه پيروان صفويه بمشايخ و پيشوايان خود داشتند ، و ادعاى ارتباط معنوى و روحانى شاه اسماعيل بائمهء اطهار ، و تعصب سختى كه عليه اهل سنت در او بود ، همگى وسايل قاطعى براى درگيرى سخت بين سلسلهء سلطنتى جديد با اهل سنت شد ، و بسبب وجود همين عوامل بود كه چون جهانجوى نوخاستهء صفوى در تبريز بر مسند شاهى نشست مذهب تشيع را آيين رسمى كشور خويش كرد و « هم در اول جلوس همايون فرمان واجب الاذعان شرف نفاذ پيوست كه خطباى ممالك آذربايجان خطبه بنام نامى ائمهء اثنى عشر سلام اللّه عليهم الى يوم الحشر خوانند و پيشنمازان تمامى بلدان در اقامت صلوة و ساير عبادات رسوم مذموم مبتدعه را منسوخ گردانند ، و مؤذّنان مساجد و معابد لفظ اشهد انّ عليا ولى اللّه داخل كلمات اذان سازند ، و غازيان عابد و لشكريان مجاهد از هركس امرى مخالف ملت بيضا مشاهده نمايند سرش از تن بيندازند ، لاجرم صيت منقبت ائمهء معصومين و دعاى دوام دولت پادشاه هدايت آيين بر سر منبر بلند گشت و روى زربنقش اسامى سامى آن هداة راه يقين
هامش
( 1 ) - دربارهء نوربخشيه رجوع شود به : مجالس المؤمنين ص 303 - 309 ؛ طرائق الحقائق ج 2 ص 143 - 144 و برسالهء آقاى دكتر شاه حسينى در همين باب .