خوردهايى ميان دو طرف مىانجاميد « 1 » .
بكتاشيه
اين پيشرفت روزافزون تشيع چنان كه خواهيم ديد در وضع صوفيه هم مؤثر بود و ببرخى از بزرگان اين فرقه فرصت نشر عقايد مذهبى خود همراه عقايد عرفانى ارزانى مىكرد . نمونهء بارز اين دسته فرقهء بكتاشيهاند يعنى پيروان سيد محمد رضوى نيشابورى معروف به « حاجى بكتاش » ( م 738 ه . ) كه از پيشروان بزرگ تصوف قرن هشتم و محل نشر عقايدش آسياى صغير و دوران رواج و انتشار قطعى عقايد و فزونى پيروانش قرن نهم هجرى و قرنهاى بعد از آن ، در همان سرزمين ، بوده است . ولى پيروانش در طعن و لعن مخالفان شيعهء اثنى عشريه تندرو و متظاهر و در اقامهء مراسم تعزيت عاشورا مصر بودند . شعارشان جامهء سپيد بود و از جامهء كبود كه شعار امويان است نفرت داشتند « 2 » .
اين فرقه در قرن نهم ، به تفصيلى كه مشهور است « 3 » بسيارى از مقالات فرقهء حروفيه را ، كه خود انشعاب گونهيى از تشيع بوده است ، پذيرفته و ناشر آن مقالات در آسياى صغير شده و وسيلهء بقاء و ادامهء عقايد فرقهء مذكور در بلاد روم گرديدند .
نوربخشيه
از بكتاشيان سختگيرتر و تندروتر نور بخشيهاند . نوربخشيه فرقهء مهمى از فرق صوفيه در قرن هشتم و نهم بشمار مىآيند ، و خلاف بكتاشيه شعارشان سياه بود و اين شعار سياه را علامت تعزيت شهداى كربلا مىشمردند « 4 » .
اين فرقه پيرو سيد محمد نوربخش قاينى خراسانى ( م 869 ه . ) هستند . ذكر آنها باز هنگام مطالعه در وضع صوفيه خواهد آمد و مراد ما از آوردن نام نوربخش و پيروانش در اينجا بيان اهميتى است كه آنها در نشر تشيع در قرن نهم داشته و حتى يكى از لوازم كمال را در سلوك اعتقاد بتشيع مىدانستهاند « 5 » . طرفداران اين فرقه تنها دسته از شيعهاند كه در قرن نهم بنوعى « قيام » متوسل شدند . نسب سيد محمد بهفده واسطه به امام موسى الكاظم مىرسيد . پدرش محمد بن عبد اللّه كه از لحسا بخراسان رفته بود ، در قاين توطن جست و سيد محمد بسال
هامش
( 1 ) - براى نمونه رجوع شود به مجالس المؤمنين ص 309 - 310
( 2 ) - طرائق الحقايق ج 2 ص 155
( 3 ) - از سعدى تا جامى ، چاپ دوم ص 516 - 517
( 4 ) - مجالس المؤمنين ص 307
( 5 ) - ايضا همان صحيفه