نام برده مىشود « 1 » .
اما عنوانى كه بيشتر دربارهء سلاطين تيمورى بدان بازمىخوريم و تقريبا در همهء تواريخ آن دوران ملاحظه مىشود ، عنوان « خاقان » است و حتى براى بعضى از آنان مانند شاهرخ اين عنوان علم گرديده و به صورت « خاقان سعيد » در كتب تكرار شده است « 2 » ، و سلطان حسين بايقرا عنوان خاقان منصور داشت « 3 » و ما درين باب پيش ازين هم اشارتى داشتيم .
اهل سنت و شيعه
پيداست كه همراه مبالغاتى كه در اعتقادات مىشد بازار تعصب نيز بىرواج نمىماند ليكن در اين عهد موضوع اساسى تعصب اختلاف اهل سنت با شيعه است ، با اين تفاوت كه در گيرودار اين تعصبات تشيع به طرف قوت و تسنن بجانب ضعف مىرفت .
سلاطين و شاهزادگان تيمورى بر مذهب حنفى بودند ولى قرائنى در دست نيست تا معتقدان بساير مذاهب سنت يا مذهب تشيع را در فشار گذاشته و بپيروى از مذهب خاندان سلطنتى مجبور كرده باشند . گاهى هم از سلاطين اين سلسله آثارى از آزادمنشى در اعتقاد بتسنن يا تشيع ملاحظه مىشود مثلا دربارهء ميرزا ابو القاسم بابر ( 852 - 861 ه ) نوشتهاند كه « روزى با خواص و مقربان نشسته بود و تنگهيى « 4 » در دست دريا عطا گرفته و نوشتهء آن را خوانده فرمود كه نام دوازده امام است . يكى از حضار گفت در كدام زمان بوده باشد ؟ ميرزا گفت بنام منست . همان شخص گفت هرجا شما را نوعى اعتقاد دارند ! آن پادشاه نيكاعتقاد گفت : هركس هر نوع اعتقاد دارد گومى دار ! من بر طريق سنت و جماعت ثابتم و مذهب امام اعظم ابو حنيفه دارم » « 5 » ؛ و در تزوكات تيمورى هم مذهبى از
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ، ج 2 ، ص 5 و از صفحهء 1019 مكررا .
( 2 ) - گويا اين عنوان رسمى شاهرخ بود زيرا كمال الدين عبد الرزاق در مقدمهء كتابش و سپس در تمام كتاب اين عنوان را بجاى نام او به كار برده و بدين نكته هم تصريح كرده است .
( 3 ) - روضة الصفا چاپ هند ، ج 7 ص 3 ، 4 ، 5 و جز آنها
( 4 ) - تنگه : زر و سيم مسكوك
( 5 ) - مطلع السعدين ج 2 ، ص 1118