تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كه تصور اعتقاد آن سلاطين بتشيع مىرفت چنان كه دربارهء سلطان حسين ميرزاى بايقرا مىبينيم « 1 » . توجه بجريانات مذكور معلوم مىدارد كه عهد تيمورى براى ترويج تشيع موقع مناسبى بود و شيعهء اثنى عشرى از اين فرصت براى نشر عقايد و اظهار آزادانهء مقالات خويش خوب استفاده كردند . نخستين كار ايشان در اين راه حملات پياپى بمذاهب اهل سنت و اصرار در اثبات فساد عقيدهء آنان بود و در اين راه از سب شيخين « 2 » و توطئهء حذف نام آنها از خطبه « 3 » و نظاير اين اعمال ابا نداشتند و پيداست كه با اين گونه اعمال خود خشم اهل سنت را بر خويش مىانگيختند . كوچكترين قرينه و دست‌آويز براى شيعهء آن عهد كافى بود كه غوغايى برانگيزند و سر و صدايى به راه اندازند زيرا قدرتشان به آن حد رسيده بود كه هم از انخذال بيرون آيند و هم شيوهء تعرض با مخالفان خود پيش گيرند . مثلا چون سلطان حسين بايقرا ( جلوس در سال 875 ه . ) در شعر « حسينى » تخلص مىكرد ، شيعه شهرت دادند كه او همكيش آنهاست و مذهب سنت و جماعت به زودى متروك و مطعون خواهد ماند و در اين راه چندان پيش رفتند كه گفتند بايد بر منابر خطبه بنام دوازده امام خوانند و اسامى خلفاى راشدين را از منابر حذف كنند ، و از ميان آنان عالمى بنام « سيد حسن كربلايى » كه در جزو ملازمان سلطان حسين درآمده بود ، در اين راه بسيار مىكوشيد « 4 » . در گيرودار همين احوال سيدى قاينى بنام « على » كه او را بسبب كورى يك چشم « سيد على واحد العين » مىگفتند ، و از خطباى بليغ زمان خويش بود ، زبان بتشنيع اهل سنت گشود و عده‌يى را كه نويسندگان سنى زمان آنانرا « از اوباش جهال رفض » معرفى مىكردند ، فريفت و در نقض عقايد سنيان سخنان بسيار بر منبرها گفت . « پس روز عيد اضحى سيد واحد العين در عرصهء مصلى بر منبر برآمده اعلام اضلال و اظلام نصب كرد ، و زبان بطعن سنى مذهبان و تقويت اباطيل شيعه . . . بگشاد . » « 5 » . عده‌يى از متعصبان اهل
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ج 2 ، ص 1391 . ( 2 ) - ايضا ص 716 ( 3 ) - ايضا ص 1392 ( 4 ) - روضات الجنات ، ج 2 ص 328 ( 5 ) - ايضا ص 329