كه حديث « انّ الله تعالى يبعث لهذه الامة على رأس كلّ مأية سنة من يجدّد لها دينها « بحقيقت در حق » او صادق بوده است « 1 » .
كمال الدين عبد الرزاق دربارهء ديندارى شاهرخ ضمن وقايع 844 ه . مىگويد كه « از اوان صبى كه صباى سلطنت در حركت بود ، تا اين زمان كه بر سرير خلافت جهان تمكن و استقرار فرمود ، هميشه تقويت دين مستبين و تمشيت شرع سيد المرسلين پيش نهاد همت عالى نهمت بود و در متابعت فرمان الهى ، بتخصيص در قلع و قمع مناهى و ملاهى ، غايت مبالغه مىنمود » « 2 » و به همين سبب نوشيدن شراب را ممنوع كرد و دو محتسب بنام « سيد مرتضى صحاف » و « عبد الجليل قاينى واعظ » را به شغل احتساب گماشت تا مردم را از شرابخوارى باز دارند ، آن دو بوى خبر دادند كه شاهزادگان ميرزا محمد جوگى بهادر و ميرزا علاء الدوله خمخانههايى پر از شراب دارند و كس را زهرهء شكستن خمهانيست . شاهرخ خود بدان خمخانهها رفت و شرابها را بر خاك ريخت چنان كه « مملكت از اوج شريعت رونق ديگر گرفت » « 3 » . اينها همه بود ، اما در عين خمشكنى ، فرزند شاهرخ ، ميرزا بايسنقر ، جان بر سر كار شراب مىنهاد ! به علت همين اعتقاد شديد دينى بود كه شاهرخ بشيوهء تيمور بهانهء نشر شريعت اسلام داشت ولى چون آن سردار جنگجو علاقهيى بپرخاشجويى اظهار نمىنمود بلكه بدعوت تنها اكتفا مىكرد چنان كه در مناسبات و مراسلاتى كه با خاقان چين داشت چنين كرد . كوشش او در تشويق بزرگان باجراء شعائر دينى ، و مدد برجال براى گزاردن حج « 4 » ، و نذر كردن براى فرستادن « جامه » و پوشش حرم كعبه « 5 » و مداومت در زيارت مقابر بزرگان دين و مشايخ ، و تعمير بقاع متبركه ، طبعا در تكملهء چنين اعتقادى انجام مىپذيرفت . شاهرخ براى زيارت قبر خواجه عبد اللّه
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 739
( 2 ) - ايضا همان صفحه
( 3 ) - ايضا ص 740
( 4 ) - ايضا از ص 742 ببعد
( 5 ) - ايضا ص 836 ؛ و حبيب السير ، تهران ، چاپ خيام ، ج 3 ص 632 - 633