تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
خاصهء شريفه ضبط كنند « 1 » » و تنها قومى كه در اين ميان از قتل و غارت و اسارت و نفى بلد معاف شدند ، بدعوى نظام شامى ، اگر دعوى او راست باشد ، « بقاياى خاندان نبوت و نايبان حضرت رسالت » و سادات و علما و قضات و مشايخ بودند كه آنها را در مسجد جامع جهان پناه دهلى جمع كرده و « نگذاشته بودند كه بديشان اذيتى رسد » « 2 » . بهرحال مقصود آنست كه امير فاتح گوركان بدعوى خود نه قصد فتح بلاد و خونريزى داشت و نه آهنگ نهب و غارت و نه بحرص مال و در طمع نفايس باينسوى و آنسوى مىرفت بلكه قصد او يا غزو با كفار بود ، و يا دفع ظلم ظالمان از مسلمانان ، يعنى مسلمانان مظلومى كه همگى بفرمان او اسير يا كشته يا غارت مىشدند و زنان و فرزندانشان را چون بردگان باينسوى و آنسوى مىبردند ، غافل از آنكه همين آتش بيداد دامان فرزندان او را خواهد گرفت و آنها را بجان يكديگر خواهد انداخت تا در پيش روى يكديگر بنى اعمام و برادران و گاه زنان خاندان را سر ببرند ! اين بود سرگذشت تجديد حيات اسلام بدست اين هشتمين « مجدد دين » كه بدعوى اطرافيان او ، و شايد خود او ، « صاحب كرامت » و مخصوص « بتأييد آسمانى و ملحوظ به نظر عنايت ربانى » « 3 » بود ، ولى با تمام تزويرها دروغ او يقينا در اهل زمان مؤثر بود و لااقل فرزندان و جانشينان او را بدنبال سلسله‌يى از اعتقادات مىكشايند و از اين راه بدورهء تيمورى يك صبغهء خاص مذهبى مىبخشيد و احترام بمشايخ و زهاد و عباد و علما و سادات را باب مىكرد ، و همينطور هم شد چنان كه سراسر تاريخ تيموريان مشحونست بابر از اعتقادات شاهان و شاهزادگان بطبقات مذكور و در رأس آنان بعد از تيمور ، شاهرخ دومين سلطان مقتدر تيمورى را مىيابيم . مىگويند كه شاهرخ مردى ديندار و معتقد باجراء اوامر الهى و احكام نبوى بود و به همين سبب است كه دربارهء او هم صحبت از « مجدّد دين » بميان آورده و دعوى كرده‌اند
هامش
( 1 ) - ظفرنامهء شامى ص 193 ( 2 ) - ايضا همان صحيفه ( 3 ) - ايضا ص 189