تركمانان سلجوقى از نيمهء اول قرن پنجم هجرى در پيش گرفته بودند تا پايههاى حكومت خود را بر ايران و ساير ممالك اسلامى از آن راه استوار سازند و ما در اينباره بموقع در مجلد دوم از اين كتاب سخن گفتهايم ، و نيك ميدانيم كه تركمانان مذكور خود در اين راه مبتكر و پيشگام نبودند بلكه از سلطان تركزاد غزنوى ، محمود بن سبكتكين ، پيروى مينمودند كه شمهيى از فجايع اعمال او را در رى و ديگر بلاد ببهانهء تقويت دين و بر انداختن مبتدعه و قرامطه در مجلد اول از اين كتاب بازگفتهايم .
تيمور بعضى از فتوحات خود را ، كه مسلما به قصد جهانگشايى و فرونشاندن آتش حرص و طمع او انجام مىپذيرفت ، عنوان « غزو » مىداد تا در شمار غازيان اسلام درآيد و از اين « عنوان » نيز نصيبى بردارد . حملهيى كه او در پايان عمر خود بچين تهيه مىديد ، عنوان جهاد با كفار خطا داشت « 1 » و تيمور ميخواست جنگ با كافران چين را كفارهء كشتارهاى بىامان مسلمانان سازد و در قوريلتايى كه براى اعلام تصميم بلشكركشى خطا ترتيب داده بود چنين گفت كه چون در فتح بلاد اسلامى به حكم سياست حوادثى بر زيان مسلمانان رخ داده بود « اين زمان در خاطر چنانست كه بعد ازين بكارى قيام نماييم كه كفّارت آن آثام باشد و خيرى كه از دست هركس برنمىآيد جنگ كفار است و قلع و قمع مشركان و بىدينان كه آن را قوت و شوكت تمام مىبايد . صواب آنست كه همان لشكر را كه آن جرايم از ممرايشان وقوع يافته بجانب چين و خطاى بريم كه ديار كفرست و مراسم غزا و جهاد بتقديم رسانيده بتخانها و آتشكدههاى ايشان را خراب سازيم و بجاى آن مساجد و معابد بنا كنيم » « 2 » .
پيداست كه ثروتهاى بىكران خان بالغ و خطاى ذهن فاتح گوركان را به خود مشغول داشته بود نه تيمار دين ، چنان كه نظير همين حال را ازو در فتح بلاد هند مىبينيم و ملاحظه ميكنيم كه مورخ او نظام الدين شامى جنگهاى « حضرت صاحبقرانى » را در آن
هامش
( 1 ) - ظفرنامهء شرف الدين على يزدى ج 2 ، ص 447
( 2 ) - ايضا همان صحيفه