تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
تيمور « بناى سلطنت خود را بدين و آيين اسلام » استحكام داد « 1 » و « اول تزوك كه از مشرق دل » او سرزد « رواج دين و تقويت شريعت محمدى بود » و « در ممالك و اقطار و امصار عالم دين اسلام و شريعت خير الانام را رواج » داد و سلطنت خود را بشريعت آراسته ساخت « 2 » . ادعاى تيمور در اجراى اين « تزوك » آنست كه با تعيين يكى از سادات ذيقدر بصدارت اهل اسلام اوقاف را تحت ضابطه درآورد و براى هر شهر قاضى و مفتى و محتسب معلوم كرد و مساجد و خانقاهها را در هر شهر تعمير نمود و بر سر راهها رباطات بنا كرد و بر نهرها پل بست و در هر شهر علما و مدرّسان گماشت تا مسائل دينى و عقايد شرعى را بمردم تعليم دهند و « علم دين » را از تفسير و حديث و فقه به مسلمانان درس گويند ، و امر كرده بود كه صدر ، يعنى همانكه صدارت اهل اسلام بر عهدهء او بود ، و قاضى القضات « مهمات شرعى ممالك محروسه » را بعرض او برسانند . با توجه باينگونه اقداماتست كه بادعاى تيمور علماى شرع او را از مجدّدان دين اسلام دانستند كه در رأس هر يكصد سال ظهور كردند و اين مجددان بدعوى آنها عبارت بودند از عمر بن عبد العزيز ، مأمون ، المقتدر باللّه ، عضد الدولهء ديلمى ، سلطان سنجر ، غازان خان ، اولجاتيو خان و امير تيمور « 3 » . درينجا خالى از فايده نيست كه بدانيم در تزوكات تيمورى اسم مغولى خداوند يعنى « تنكرى » با صفت « تعالى » بجاى « اللّه » ذكر مىشود تا معلوم شود كه فاتح گوركانى يك « مغول مسلمان » است ، و بهرحال خواه او ، در عين كشتارها و غارتهاى بيرحمانهء خود ، خداوند متعال را بلغت مغولى مىپرستيده يا بلغت فارسى آن ، تظاهر او بخداپرستى و اظهار اعتقاد بدين اسلام و احترام علما و فقها و زهاد و سادات امريست كه زبانزد مورخان عهد تيموريست . اتخاذ چنين روشى در تقويت دين ، يا تظاهر به اين امر ، يادآور روشى است كه
هامش
( 1 ) - تزوكات تيمورى ص 174 ( 2 ) - ايضا ص 176 ( 3 ) - البته فواصل صد سالهء تاريخى كه نويسنده يا جاعل تزوك بين اين « مجددان دين » تصور كرده درست نيست و مقصود من هم در متن توضيح تاريخ نيست بلكه بيان ادعاى يك شخصيت تاريخى است .