بتأليف تذكرهء معروف خود همت گماشت و آن را در بيست و هشتم شوال سال 892 بنام امير كبير عليشير نوايى پرداخت .
كتاب تذكرة الشعراء دولتشاه سمرقندى دومين كتاب معتبر فارسى است كه در شرح احوال شاعران بطريق نظم تاريخى داريم يعنى بعد از لباب الالباب عوفى ، و مؤلف آن را بعد از يك مقدمه در ذكر چند تن از شاعران تازىگوى بهفت طبقه از گويندگان پارسىزبان اختصاص داد . در صدر طبقهء اول نام استاد رودكى آمده است و طبقهء هفتم بيست تن از شاعران همزمان دولتشاهند كه در زمان تأليف تذكرة الشعرا درگذشته بودند ، و بعد از معرفى اين طبقه مؤلف در « خاتمه » يى كه بر كتاب افزود هفت تن از اكابر رجال ادب را كه در عهد او مىزيستند نام برد و آنگاه كلام خود را بذكر « شطرى از مقامات » ابو الغازى سلطان حسين بهادر ختم نموده و در ذيل احوال تمام اين شاعران و ديگر طبقات به بسى از حوادث تاريخى ايران اشاره كرده است .
كار دولتشاه ، بسبب انشاء كتاب بنثر خوبى ميان شيوهء مرسل و مصنوع ، و نيز بسبب اشاره باحوال و اشعار بسيارى از شاعران كه بعد از دوران تأليف لباب - الالباب مىزيستهاند ، قابل ستايش است ، اما عدم توجه وى باتقان بسيارى از اخبار و اشارات تاريخى ، كه غالبا از كثرت نادرستى و ناروايى هيأت افسانهء كودكان گرفته ، قابل اغماض به نظر نمىرسد « 1 » . اين خطاها و سهوها هرچه بيشتر بدورانهاى قديم مربوط باشد ، بيشتر و نابخشودنىتر است و چنين به نظر مىآيد كه مؤلف كتاب هنگام ايراد اخبار و روايات دربارهء شاعران و شاهان و رجال قديم ، و گاه دورانهاى نزديك به خود ، بروايات شفاهى و آنچه از راه سمع به دو رسيده بود ، اكتفا كرده و از مراجعه بمآخذ متقن سرباز زده است ، ولى هرگاه خوانندهء ناقدى كتاب را بديدهء تحقيق بنگرد و صحيح آن را از سقيم جدا كند ، بسى اخبار سودمند و قابل اعتماد هم در آن مىيابد و اين اطمينان و اعتماد خواننده هنگامى روبافزايش مىنهد كه از دورانهاى قديم بعهد مؤلف نزديكتر شود .
هامش
( 1 ) - مرحوم ملك الشعراء بهار نمونههايى ازين خطاهاى دولتشاه را در كتاب خود آورده است . رجوع كنيد به سبكشناسى ، ج 3 چاپ دوم ، ص 185 - 190