تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
اى فقر تو نوربخش ارباب نياز * خرم ز بهار خاطرت گلشن راز يك ره نظرى بر مس قلبم انداز * شايد كه برم ره بحقيقت ز مجاز »
شرح گلشن راز لاهيجى بسبب آنكه بر همهء شروح منظومهء شيخ شبسترى رجحان يافته رايج‌ترين كتاب در اين زمينه است . غير از اين كتاب لاهيجى را منظومه‌ييست در بحر رمل مشتمل بر تحقيقات و تمثيلات بنام اسرار الشهود و كتابى بنام معاش السالكين و نيز ديوانى از قصائد و غزليات دارد كه هدايت شمارهء ابيات آن را پنج هزار نوشته « 1 » و او بسيارى از ابيات مثنوى اسرار الشهود و نيز عده‌يى از غزلهاى خود را در شرح گلشن راز نقل كرده ، شعرش متوسط است و نمودارى را چند بيت از آن در اينجا مىآورم :
ما حاوى سرّ كن فكانيم * ما نسخهء جامع جهانيم اين جمله جهان مثال جسم است * ما جان جهان و جان جانيم ماييم محيط هر دو عالم * بنگر كه چو بحر بىكرانيم آن گنج نهان بما عيان شد * ما خود بطلسم داستانيم چون مظهر ظاهريم و باطن * هم عين عيان و هم نهانيم بيرون ز احاطهء جهانيم * برتر ز زمين و از مكانيم از ما مطلب نشان اسيرى * از نام و نشان چو بىنشانيم

18 - دولتشاه

امير دولتشاه بن امير علاء الدوله بختيشاه غازى سمرقندى از جملهء مؤلفان و نويسند - گان مشهور قرن نهم هجرى ، مؤلف تذكرة الشعراء مشهور به « تذكرهء دولتشاه » است . او نام و نسب خود را در كتاب خويش « دولتشاه بن علاء الدوله بختيشاه الغازى السمرقندى » « 2 » آورده ، و امير عليشير نوايى « 3 » او و پسر عم و پدرش هر سه را با عنوان امير ذكر كرده و پدرش
هامش
( 1 ) - رياض العارفين ص 63 ( 2 ) - تذكرة الشعراء ، تهران ، ص 14 و 610 ( 3 ) - مجالس النفائس ( لطائف‌نامه ) ، تهران ، ص 108
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 531 | ذبيح الله صفا