ديار بساط ارشاد گسترده باشد . بهرحال لاهيجى ، بسبب طول اقامت در درگاه سيد نوربخش « سه اجازهء ارشاد بحسب تفاوت احوال معنوى كه دست مىداد ، بسه نوبت » از او گرفت « 1 » و يكى از آنها را در پايان مفاتيح الاعجاز نقل كرد .
شيخ محمد بعد از انتقال بشيراز و اقامت در آن شهر بارشاد نوربخشيان فارس اشتغال جست و در شيراز خانقاهى موسوم به « خانقاه نوريه » تأسيس نمود كه سلاطين زمان رقبات نفيس بر آن وقف كرده بودند « 2 » . وفاتش بسال 912 در شيراز اتفاق افتاد « 3 » و در خانقاهش به خاك سپرده شد .
قاضى نور اللّه شرحى مستوفى دربارهء شيخ شمس الدين محمد در مجالس المؤمنين آورده و دربارهء طريقهء تربيت و ارشاد او و همچنين اعتقادش بتشيع توضيحاتى داده است و گويد « مشهور است كه چون حضرت شاه اسمعيل انار اللّه برهانه تسخير ولايت فارس و شيراز نمودند قصد زيارت جناب شيخ فرمودند و بعد از ملاقات از جناب شيخ سؤال نمودند كه چرا لباس سياه را اختيار نمودهايد » « 4 » و لاهيجى در جواب مدعى تعزيت دايم سيد الشهدا حسين بن على شد .
اثر معروف و مهم شمس الدين محمد در تصوف و عرفان كتاب « مفاتيح الاعجاز » اوست در شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى كه بواقع يك دورهء كامل از بيان اصول عرفانست .
قاضى نور اللّه مىگويد كه « با آنكه بسيارى از فضلا مانند قاضى مير حسين يزدى و شاه تاج الدين داعى شرح بر آن نوشتهاند اما شرح جناب شيخ را بر آنها ترجيح بغايت ظاهر است . در وقتى كه جناب شيخ باتمام آن شرح موفق شد نسخه را نزد ملا جامى بهرات فرستاده بود و ملا جامى اين رباعى را در صدر جواب كتابت نوشته به خدمت شيخ ارسال نمود ، رباعيه :
هامش
( 1 ) - شرح گلشن راز ص 699
( 2 ) - مجالس المؤمنين ، ص 309
( 3 ) - منقول است از تاريخ نظم و نثر در ايران ليكن ضبط اين تاريخ در كشف الظنون سال 892 است ( ؟ )
( 4 ) - مجالس المؤمنين ص 307