تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
دولتشاه در اين كتاب ذكر احوال يكصد و پنجاه تن از شاعران را آورده و بحوادث مربوط بعدهء كثيرى از سلاطين اشاره نموده است . كتاب او بسبب اهميت و اشتهار بسيار بارها مورد استفادهء تذكره‌نويسان بعد از وى قرار گرفته و تاكنون چندبار بطبع رسيده « 1 » و يك بارهم بتركى ترجمه و تلخيص شده است « 2 » .

19 - صفى « 3 »

فخر الدين على بن كمال الدين حسين واعظ متخلص به « صفى » مانند پدر از واعظان مشهور هرات و از مؤلفان و شاعران معروف دوران خود بود . وى با خاندان شيخ سعد الدين كاشغرى ( م 860 ه ) نسبت مصاهرت داشت يعنى از دو دختر خواجه محمد اكبر معروف به « خواجهء كلان » پسر سعد الدين كاشغرى ، يكى در حبالهء نكاح فخر الدين على بود و ديگرى در عقد مولانا جامى . صفى خود در كتاب رشحات عين الحيوة چند بار بدين خويشاوندى اشاره كرده است و اينكه بعضى مانند قاضى نور اللّه « 4 » نسبت اين مصاهرت را به ملا حسين واعظ داده‌اند ، اشتباهست . در اين سهو ، هدايت قدم را فراتر نهاده و گفته
هامش
( 1 ) - يك بار در هند بسال 1305 قمرى و يك بار در اروپا بهمت پرفسور ادوارد برون‌وبار ديگر در تهران بسال 1337 شمسى . ( 2 ) - كشف الظنون ، ستون 387 ( 3 ) - دربارهء او رجوع شود به : * مجالس المؤمنين ، ص 5 ضمن اشارهء قاضى نور اللّه به پدر او يعنى ملا حسين واعظ * رياض العارفين هدايت ، ص 163 ( چاپ دوم ) * حبيب السير ، چاپ كتابخانهء خيام ، ج 4 ص 346 . * مجالس النفائس ( لطائف‌نامه ) ص 98 و ترجمهء حكيم شاه محمد ص 275 * مقدمهء مواهب عليه بتحقيق آقاى جلالى نائينى ، ج 1 ص 25 - 28 * مقدمهء لطائف الطوائف ، چاپ تهران ، بتحقيق آقاى گلچين معانى * جامى ، بتحقيق آقاى على اصغر حكمت * تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 383 - 384 ( 4 ) - مجالس المؤمنين ص 5