بسال 908 اتفاق افتاده است .
ظهير الدين بابر تيمورى ، در كتاب بابرنامه در صحت انتساب مجالس العشاق به سلطان حسين بايقرا ترديد كرده و در ذكر « كمال الدين حسين گازرگاهى » گفته « يك تصنيفى دارد مجالس العشاق نام ، بنام سلطان حسين نوشته است ، بسيارسست و اكثر دروغ بيمزه ، و بىادبانه حرفها نوشته كه از بعضى سخنان بوى كفر مىشنوند ، چنانچه خيلى از انبياء و بسيارى از اولياء را بعشق مجازى منسوب ساخته و از براى هركدام معشوقى و محبوبى پيدا كرده ، و اين عجب گولانه امريست كه در ديباچه سلطان حسين ميرزا گفته و نوشته كه تصنيف و تحرير منست » « 1 »
و اما مير كمال الدين حسين بن مولانا شهاب الدين اسمعيل طبسى گازرگاهى هروى از صوفيان قرن نهم و از همعهدان سلطان حسين ميرزاى بايقرا بود و تصانيفى در شرح اصول تصوف و از آن جمله رسالهيى در شرح منازل السائرين خواجه عبد اللّه - انصارى داشت . مير عليشير « 2 » دربارهء او نوشته است كه در پى تحصيل علوم از خراسان بعراق رفت و سلطان يعقوب مقدم او را بزرگ داشت و ملك « بيابانك » را برسم سيورغات به دو ارزانى داشت ليكن او بخراسان بازگشت و مقبول حضرت مولانا - عبد الرحمن جامى گشت و از بركت قبول او بر اصطلاحات صوفيه مطلع گشت و شرحى بر منازل السائرين خواجه عبد اللّه انصارى نوشت ؛ و با اينهمه فضل و كمال طريقهء ملامتيه اختيار كرده بود ، و گاهى شعر مىگفت و ديگر رسائل نيز دارد « 3 » .
هامش
( 1 ) - با برنامه ، ترجمهء عبد الرحيم خان خانان . منقول است از كتاب از سعدى تا جامى ( ترجمهء مجلد سوم تاريخ ادبيات برون ) ، آقاى على اصغر حكمت ، چاپ دوم ص 639
( 2 ) - مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 94 - 95 و ترجمهء حكيم شاه محمد قزوينى ص 270 - 271
( 3 ) - و نيز دربارهء او رجوع كنيد به تاريخ نظم و نثر در ايران ، سعيد نفيسى ، ص 284