سلطان حسين ميرزا موسوم به « بايقرا ميرزا » او را پرورده و بزرگ كرده بود ويرا سلطان حسين ميرزاى بايقرا خواندند « 1 » . وى بتركى و به فارسى شعر مىساخته و در شعر « حسينى » تخلص مىكرده است . آثار خير او از مدرسه و كتابخانه و بقاع ديگر كه در هرات برافراشته و يا آثار خير متعددى كه مشاور و نديم خاصش امير عليشير نوائى در خراسان ترتيب داده بود ، مشهورست . در مدرسه و كتابخانهيى كه در هرات بنا كرده بود قريب ده هزار طالب علم بخرج وى سرگرم تحصيل بودند و همهء ابنيهء وى و امرايش در هرات از جمله شاهكارهاى فن معمارى و ظرافتكارى دوران تيمورى است . سلطنتش از سال 875 تا سال 911 به طول انجاميد و بعد از وى فرزندانش به شرحى كه پيش از اين گفتيم ، نتوانستند در برابر مهاجمات ازبكان تاب مقاومت آورند و سلطنت تيمورى در ايران بر اثر ناتوانى آنان بپايان رسيد . از غزلهاى فارسى « حسينى » است :
در غم عشقت مرا نى تن نه جانى مانده است * اين خيالى گشته و ز آن يك نشانى مانده است
اى كه مىجويى نشانم ، روبكوى دوست بين * خاك گشته جسم و سر بر آستانى مانده است
باقد خم گشتهام در هجر آن ابرو كمان * چون كمانم پى به روى استخوانى مانده است
داغها بر استخوانم بين چو خال كعبتين * هر يكى از ناوك آن مه نشانى مانده است
چون حسينى باز خواهم خويش را پيرانهسر * مست سر بر سجدهء زيبا جوانى مانده است
اثر مهم او ( يا منسوب به او ) كتاب مشهور مجالس العشاق است . اين كتاب در هفتاد و پنج مجلس و يك مقدمه است . در مقدمهء كتاب راجع بعشق مجازى و حقيقى بحث شده و در مجالس از شاعران و عارفان و احوال ايشان تا جامى ، و در مجلس آخر از شرح حال مؤلف سخن رفته است ، و چون بناى كتاب بر ذكر احوال عاشقان است بهريك از صاحبان مجالس هفتاد و پنجگانه عشقى مجازى كه سرانجام بحقيقت راه برده باشد ، نسبت داده شده است . انشاء كتاب شيرين و در آغاز هر مجلس ، بشيوهء عطار در تذكرة الاولياى او داراى نثر مسجع ( و گاه موزون ) و در باقى احوال مقرون بسادگى تمام و آميخته باشعار است ، ارزش تاريخى آن بسيار كم است . تأليف كتاب
هامش
( 1 ) - مجالس النفائس ( لطائفنامه ) ص 127