تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
شمار بزرگترين مورخان عهد تيمورى و از اعاظم رجال آن دورانست . خاندان ميرخواند از سادات حسينى و از خاندان خاوند سيد اجل بخارى بود كه در ماوراء النهر شهرت و احترام بسيار داشت و سلسلهء آبا و اجداد او بزيد بن على بن حسين عليهما السلام مىكشيد « 1 » . پدر ميرخواند يعنى سيد برهان الدين خاوند شاه كه در حداثت سن يتيم شده بود ، از ماوراء النهر بخراسان رفت و در بلخ سكونت گزيد و در آنجا به تحصيل علوم پرداخت و باندك زمان در كار خود شهرتى حاصل كرد و سپس به قصد زيارت مشايخ بهرات سفر كرد و به خدمت شيخ بهاء الدين عمر از مشاهير صوفيه رسيد و بعد از فوت او ببلخ معاودت نمود و همانجا ماند تا بدرود حيات گفت . امير على شير نوايى اين سيد جليل را از جملهء اكابر « قبة الاسلام بلخ » و « اعلم علماى دين محمدى » معرفى كرده « 2 » است و از همين اشاره اهميت و بلندى مقام خاوند شاه در عصر او پديدار مىشود . بنابر اشاره و تصريح غياث الدين خواندمير « 3 » از خاوند شاه سه پسر بازماند : يكى همين ميرخواند كه نياى مادرى خواندمير بود و به همين سبب خواندمير او را « حضرت مخدومى ابوى مرحومى امير خواند محمد » يعنى بمنزلهء پدر مرحوم خود ذكر كرده « 4 » و نوشته است كه « والد بزرگوار مسود اوراقست » « 5 » ؛ و دوم سيد نظام الدين سلطان احمد كه سالها ملازم بديع الزمان ميرزا پسر سلطان ابو الغازى حسين بايقرا بوده و منصب صدارت او را داشته است ؛ و سوم سيد نعمة اللّه كه بقول خواندمير « مجذوب متولد شده بود و از وى خوارق عادات ظهور مىنمود » . ولادت ميرخواند بسال 837 در بلخ اتفاق افتاد « 6 » و از جوانى بهرات رفت و در آنجا باتمام تحصيلات خود در اصناف علوم معقول و منقول همت گماشت و هم از آغاز
هامش
( 1 ) - حبيب السير ، ج 4 ص 105 ( 2 ) - مجالس النفائس ، تهران ص 270 ( 3 ) - حبيب السير ، ج 4 ص 105 ( 4 ) - ايضا ج 4 ص 12 - 13 و 341 ( 5 ) - ايضا همان مجلد ص 105 ( 6 ) - زيرا او هنگام وفاتش بسال 903 شصت و شش ساله بود .