به بيمارى شديد كليه و كبد كه بر او عارض شده بود ، و بكثرت سفارش پزشكان باحتماء و پرهيز ، اشاره مىكند .
اثر معروف و مشهور محمد بن خاوند شاه كتاب « روضة الصفا فى سيرة الانبياء و الملوك و الخلفا » ست كه مؤلف آن را بنام امير عليشير پرداخته و نام او را در آغاز و انجام هر مجلد با ذكر القاب و اوصاف آورده است . ميرخواند طرح اين كتاب را در هفت مجلد افگنده بود ولى همچنانكه در پايان مجلد ششم گفته و ديدهايم ، بيماريش در اثناء اتمام آن مجلد بصعوبت انجاميده بود و بااينحال ميرخواند از تعقيب كار خود دست برنداشت و با شروع جلد هفتم كه در تتمهء احوال سلطان ابو الغازى حسين بايقرا بود كار خود را ادامه داد ولى شدت مرض مانع پيشرفتش شد و ازينروى نوادهء او غياث الدين خواندمير آن كتاب را باتمام رسانيد و تا وقايع سال 929 ه .
پيش رفت .
روضة الصفا ضميمهيى دارد در ذكر عجايب عالم و بعضى اطلاعات جغرافيايى و نيز شرحى مبسوط دربارهء دار السلطنهء هرات كه آن هم بدستور و بنام امير عليشير فراهم آمد و بعضى اطلاعات جغرافيايى سودمند از آن حاصل مىشود .
روضة الصفا تاريخى است مشروح شامل هفت جزء در تاريخ ايران و اسلام : مؤلف در آن بعد از مقدمهيى در بيان فوائد تاريخ ، نخست بذكر احوال پيغامبر پرداخته آنگاه بآغاز پادشاهى و شرح حال شاهان بنابر روايات ايرانى توجه نموده و از تاريخ تسلط اسكندر بيان احوال بعضى از حكماى يونان را وجههء همت قرار داده و آنگاه تاريخ اشكانيان و ساسانيان را تا پايان شاهنشاهى يزدگرد پسر شهريار آورده است . بعد از اين مرحله خواندمير تاريخ اسلام را تا پايان خلافت المستعصم باللّه شرح داده و آنگاه تاريخ ايران را از طاهريان تا قسمتى از دوران سلطنت سلطان حسين بايقرا نوشته و چنان كه گفتيم نوادهاش خواندمير باقى حوادث عهد تيمورى را تا سال 929 بر كتاب افزوده است .
ميرخواند در جمعآورى اين تاريخ مفصل از آثار مختلف عربى و فارسى كه پيش ازو در ذكر احوال انبيا و خلفا و پادشاهان و علما و حكما و ملل و نحل تأليف شده بود ،
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 522
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٥٢٢