تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
از عرفان كه هريك به صورت لايحه‌يى مذكور افتاده و در پايان هر لايحه يك يا چند رباعى بمناسبت آمده است . ديگر از آثار زيباى منثور جامى كتاب اشعة اللمعات است در شرح لمعات عراقى شاعر . عراقى خود كتاب لمعات را بپيروى از كتاب سوانح العشاق شيخ احمد غزالى نوشته و بانشائى دلنشين ترتيب داده بود . جامى براى آنكه ترديد اهل شك را دربارهء صحت مطالب اين كتاب مرتفع سازد بدعوت امير عليشير شرحى بر آن نگاشت و آن مشتمل است بر ديباچه و مقدمه‌يى مفصل در ذكر نكات و اصطلاحات اهل تصوف و سپس شرح هر بيست و هشت لمعه از لمعات عراقى . اشعة اللمعات بسال 886 ه در شصت و نه سالگى جامى باتمام رسيد . آثار پارسى جامى بنثر بسيار است و اگر بخواهيم همهء آن را با وصفى ، اگرچه كوتاه باشد ، معرفى كنيم كار بدرازا مىكشد . بعضى از آن آثارست : نقد النصوص فى شرح نقش الفصوص ( شرح فصوص الحكم محيى الدين ابن العربى ) - رسالهء كبير در معما موسوم به حليهء حلل - رساله‌يى ديگر هم در اين موضوع بنام رسالهء صغير - رساله‌يى در فن قافيه - لوامع در شرح قصيدهء خمريهء ابن فارض ( م 632 ه . ) - رسالهء اركان حج در ذكر فرائض و مناسك و مستحبات اركان حج و عمره و آداب زيارت قبر پيغامبر در هشت فصل - شرح مخزن الاسرار - شرح معميات مير حسين معمائى - شرح مثنوى و بسيارى ديگر ازين قبيل « 1 » .

13 - محمد بيغمى « 2 »

مولانا شيخ حاجى محمد بن على بن حاجى محمد « 3 » بيغمى « 4 » از داستانگزاران
هامش
( 1 ) - مرحوم استاد سعيد نفيسى فهرست 77 كتاب و رسالهء جامى را بپارسى و تازى در كتاب تاريخ نظم و نثر در ايران آورده است . بدانجا رجوع كنيد . ص 287 - 289 ( 2 ) - دربارهء او و اثرش رجوع كنيد به « داراب‌نامهء بيغمى » در دو جلد ، تهران 1339 و 1341 ، مقدمهء جلد اول و قسمت يادداشتها و ملاحظات از جلد دوم ص 765 ببعد . ( 3 ) - اين اسم و سلسلهء نسب مأخوذست از متن كتاب دارابنامهء بيغمى كه چند بار تكرار شده و گاهى هم به اين صورتست : « مولانا شيخ حاجى محمد بن شيخ احمد بن مولانا على بن حاجى محمد طاهرى ( يا : طامرى ) المشهور به بيغمى » . ( 4 ) - بنا باظهار شفاهى آقاى دكتر صادق كيا استاد دانشگاه تهران در نسخهء يكى از اجزاء دارابنامه كه نزد ايشانست بجاى بيغمى « منعمى » ضبط شده است ، ولى من آن را نديده‌ام .