تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
استفاده كرده و نام آنها را در ديباچهء كتاب و يا در مطاوى اخبار آورده است . نثر ميرخواند در اين كتاب روان و پخته و از جملهء منشآت خوب اواخر عهد تيمورى است و كتابش بعد از اشتمال بر اخبار كثير كه از مآخذ گوناگون فراهم آمده بسيار قابل توجه است . رضا قلى هدايت ، معروف به لله باشى ذيلى بر اين كتاب در سه مجلد تا حوادث زمان خود نوشته و آن را باسم ناصر الدين شاه قاجار « روضة الصفاى ناصرى » ناميده است .

15 - كاشفى

كمال الدين حسين بن على كاشفى سبزوارى بيهقى واعظ مشهور به « ملا حسين كاشفى » يا « ملا حسين واعظ » از جملهء دانشمندان و مؤلفان پركار قرن نهم و آغاز قرن دهم هجريست كه وسعت اطلاعات و توانايى وافرش در تأليف و تصنيف ، وى را در شمار نويسند - گان مشهور فارسى درآورد و فرصت آن داد تا آثار متعدد و متنوعى از خود بيادگار گذارد . ولادتش در اواسط نيمهء اول قرن نهم در سبزوار ، قصبهء بيهق ، اتفاق افتاد و اوايل عمر و بخشى از دوران جوانى را هم در آن شهر بسر آورد و بوعظ و تذكير روزگار مىگذرانيد و چون بانگى خوش و بيانى دلپذير و اطلاعاتى بسيار داشت مواعظش محل قبول همگان بود و ازين راه شهرتى فراهم آورد و از شهر خود به نيشابور و از آنجا بمشهد رفت و چنان كه پسرش فخر الدين على صفى در رشحات عين الحيات نوشته و معصومعليشاه ازو در طرائق الحقايق نقل كرده ، در ماه ذى الحجهء سال 860 ه در مشهد ، خواجه سعد الدين كاشغرى از كبار مشايخ نقشبندى را كه در ماه جمادى الآخر همان سال درگذشته بود ، بخواب ديد كه او را بخانهء خود مىخواند ، و در جستجوى آن بزرگ بهرات رفت ، و آنجا هنگام زيارت مزار خواجه با مولانا جامى ملاقات كرد و با او معاشرت نمود و طريقت نقشبنديان را پذيرفت ، و در همان شهر ماند و بوعظ و تذكير و تصنيف ادامه داد و با رجال و شاهزادگان آشنايى و مجالست يافت و چون نوبت پادشاهى به سلطان حسين ميرزاى بايقرا رسيد بر مرتبت و شهرت او افزوده شد و در خدمت امير عليشير نوائى مكان و مرتبتى بسيار يافت و بترغيب و تشويق او تصانيف بسيار پرداخت