تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
نثرنويسان بزرگ قرن پنجم و ششم رسيده و بر اثر آنان گام نهاده است . در كتاب بهارستان كه آن را باقتفاى شيخ سعدى شيرازى ترتيب داده ، اگرچه سعى داشته است كه بنثر موزون مسجع سخنورى كند ليكن همه‌جا سادگى و رهايى سخن از قيود بر كشش او بجانب تصنع غلبه دارد . ازين گذشته جامى از نثر براى بيان مقاصد گوناگون خود ، از تفنن‌هاى ادبى گرفته تا موضوعات علمى استفاده برده و در همهء اين موارد لوازم و شرايط كار را رعايت كرده است . از مهمترين آثار ادبى او كتاب « بهارستان » است كه جامى قسمتى از آن را به پيروى از گلستان سعدى نوشته ولى مسلم است كه قصد او در اين كار ساده‌تر كردن انشاء متذوقانهء سعدى در شاهكارش بود و يا او نمىتوانست شيوهء استادانهء نويسندهء افسونكار شيرازى را چنان كه بايد دنبال كند و به همين سبب انشاء بهارستان ، حتى در آن قسمت كه رنگ ادبى آن بيشتر است ، بيش از آنچه انتظار ميرود متمايل بسادگى است و شايد يكى از علل اين تمايل اختصاص كتاب به تعليم فرزند نوآموز مصنف بود . بهارستان در هشت روضه ، مقدمه و خاتمه ترتيب يافته است . روضهء نخستين در ذكر حكاياتيست دربارهء مشايخ صوفيه و بعضى از اسرار احوال آنان ؛ و روضهء دوم متضمن حكم و مواعظ و مشتمل بر چند « حكمت » و حكايات مناسب مقام ؛ و روضهء سوم دربارهء اسرار حكومت و ذكر حكاياتى از شاهان ؛ و روضهء چهارم دربارهء بخشش و بخشندگان ؛ و روضهء پنجم در تقرير حال عشق و عاشقان ؛ و روضهء ششم حاوى مطايبات و لطايف و ظرايف ؛ و روضهء هفتم در شعر و بيان احوال شاعران ؛ و روضهء هشتم در حكايتى چند از زبان احوال جانوران . جامى در آغاز كتاب گفته است كه چون فرزندش ضياء الدين يوسف بآموختن فنون ادب اشتغال داشت اين كتاب را براى وى فراهم آورد و آن را بر اسلوب گلستان نوشت و آن را بنام سلطان حسين ميرزاى بايقرا موشح ساخت . با آنكه جامى روضهء هفتم از كتاب خود را كه در شرح حال گروهى از شاعران برگزيدهء فارسى تا عهد اوست ، باختصار تمام پرداخته است ليكن همان اشارات كوتاه كه در اين روضه آورده حاوى نكات سودمنديست كه در تحقيق احوال شاعران ميتواند