تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
ابو سعيد گوركان تا جلوس سلطان حسين بايقرا بسال 875 پرداخته و كتاب را بدينجا ختم نموده است و بقول خود او « قلم ستوده رقم دست تساهل از آستين تكاهل بيرون آورد و شرح وقايع صد و هفتاد و يك سال بر سبيل تفصيل و اجمال احوال به صورت يادگار بر اوراق ليل و نهار نگاشت » « 1 » . اين كتاب به علت آنكه هم مستند است بر مآخذ متقن مانند زبدة التواريخ حافظ ابرو و ظفرنامهء شرف الدين يزدى ، و هم از اطلاعات و يادداشتهاى رسمى دربار تيمورى و نيز از مشاهدات مستقيم مؤلف در تدوين آن استفاده شده ، از جملهء جامعترين و معتبرترين كتب تاريخ عهد تيموريست . شيوهء انشاء كمال الدين در اين كتاب منشيانه ، ولى دور از مبالغات اديبانه و تصنعاتيست كه در غالب كتب تاريخ قرن هفتم و هشتم مىبينيم ، چنان كه بسيارى از قسمتهاى كتاب انشاء روان و منسجمى دارد و تنها گاهى نويسنده بآوردن عبارات مزين و استشهاد باشعار توجه نموده است . توصيف رايع عبد الرزاق از سفر به بيجانگر هند و نيز توصيف دلپذيرى كه با استفاده از قلم خواجه غياث الدين نقاش ( يكى از ايلچيان شاهرخ كه به مملكت خطاى رفته بودند ) از آن ديار كرده و بسى توصيفات ديگر كه در كتاب مىبينيم از جملهء قطعات خوب نثر فارسى است .

12 - جامى

بيان حال نور الدين عبد الرحمن جامى و شرح آثار منظومش را پيش ازين ديده‌ايد ؛ اينك بسبب اهميت و شهرت آثار منثور او ذكرى از آنها ؟ ؟ ؟ بميان مىآيد . جامى ، همچنانكه در شعر سرآمد گويندگان دوران تيموريست ، در نثر توانا و صاحب قلمى شيواست . وى نويسنده‌ييست كه توانست شيوهء نثرنويسان با ذوق پيشين را در دوران بىذوقيهاى همكاران معاصرش ، دنبال كند . انشائش روان و ساده و درست است و جز در پاره‌يى موارد كه شرح آن خواهد آمد ، از حدود بيان معنى بطريق مساوات بيرون نرفته و آنچه را كه دربايست بود گفته و حتى در بعضى موارد بدرجه و مقام
هامش
( 1 ) - مطلع سعدين ج 2 ص 1436
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 514 | ذبيح الله صفا