تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
روزگار عبد الرزاق در خدمت شاهرخ بدينگونه با عز و احترام سپرى شد و او بعد از وفات آن سلطان ( بسال 850 ه . ) دوران سلاطين و شاهزادگان ديگر تيمورى را نيز درك كرد يعنى بنوبت « 1 » در خدمت ميرزا عبد اللطيف بن الغ بيك ( 853 - 854 ه ) و ميرزا عبد اللّه بن ميرزا ابراهيم سلطان كه در سال 854 چندگاهى سلطنت داشت ، و ميرزا ابو القاسم بابر بن ميرزا بايسنقر ( 852 - 861 ه ) بسر برد و خدمات دربارى را در كشاكش انقلاب احوال تيموريان ادامه داد و در نشيب و فراز اوضاع هرات و ساكنان آن كار او نيز از نظام پيشين افتاد و چنان كه خود گفت به « قلت يسار » گرفتار آمد « 2 » تا آنكه با استحكام سلطنت سلطان ابو سعيد بن محمد بن ميرانشاه ( 855 - 873 ه . ) بهبودى در صورت احوال او رخ نمود و منصب شيخى خانقاه شاهرخ هرات كه منصبى رسمى بود ، بوى تفويض شد و « يكشنبه سيوم جمادى الاولى امرا و وزرا و موالى و اهالى تشريف ارزانى داشته اجلاس فرمودند و تفويض منصب شيخى نمود » « 3 » و او تا آخر ايام حيات بدان امر اشتغال داشت تا در جمادى الآخرهء سال 887 ه بدرود حيات گفت « 4 » و در اين هنگام هفتاد و يك سال و اندى از سنين عمر او مىگذشت . اثر معروف و جاويدان كمال الدين عبد الرزاق كتاب مشهور اوست بنام « مطلع سعدين و مجمع بحرين « 5 » » در تاريخ مفصل از عهد سلطان ابو سعيد بهادر خان ( م 736 ه ) و اوضاع كشور در دوران فترت ميان عهد ابو سعيد و تيمور و تاريخ تيمور از آغاز تا پايان كه در مجلد اول آمده است . در مجلد دوم از دوران سلطنت شاهرخ آغاز سخن شده و تا پايان سلطنت ابو سعيد گوركان بشرح و تفصيل آمده ( و به همين سبب كتاب مطلع سعدين نام يافته ) و سپس مؤلف بذكر احوال دولت تيمورى بعد از كشته شدن
هامش
( 1 ) - حبيب السير ج 4 ص 335 ( 2 ) - مطلع السعدين ، 2 ، ص 1270 ( 3 ) - ايضا همان كتاب و همان جلد و صفحه ( 4 ) - حبيب السير ، 4 ، 335 . ( 5 ) - در نسخ اين كتاب نام آن‌گاه به همين صورت و گاه با الف و لام تعريف ( السعدين و البحرين ) ثبت شده است .