تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
بهرحال كمال الدين عبد الرزاق و برادرانش كه پيش ازين نامشان مذكور افتاده در عهد شاهرخ و سلاطين ديگر تيمورى همواره بعزت و احترام مىزيسته‌اند « 1 » و از اولاد او ضياء الدين محمود نيز مقام و مرتبه‌يى در نزد همگان داشت . از جملهء مأموريتهاى مهم عبد الرزاق در دوران پادشاهى شاهرخ رسالت ويست بدربار سلطان بيجانگر « 2 » از بنادر هند كه چهار سال و اندى پس از شروع به خدمت و ملازمت شاهرخ يعنى در غرهء رمضان 845 آغاز شد و عبد الرزاق از راه بندر هرموز ( يا : جرون ) كه در آن ايام از مراكز مهم تجارت بود سفر دريا آغاز نمود و سه سال پر از مخافت و خطر در اين سفر سپرى كرد و بلاد كاليكوت و منگلور و بسيارى شهرها و ديه‌هاى ولايت بيجانگر را ديد . كمال الدين شرح اين سفر طولانى را با توصيف استادانه هرجا و هرچه ديده بود در كتاب خود ( وقايع سالهاى 845 و 846 و 847 و 848 ه ) بتفصيل و توضيح آورده است . رسالت ديگر عبد الرزاق بسرزمين گيلان در سال 850 واقع شده و او خود در ضمن حوادث اين سال برسالت مذكور و بازگشت از گيلان اشارتى دارد و چنان كه از كلام او آشكار است در همان سال « حضرت اعلى حكم فرمود كه برسالت جانب مصر عزيمت نمايد و نشان همايون مكمل ساخته ، ايام باتمام آن مرام قيام ننمود » « 3 » و او با آنكه « نشان » يعنى اعتبارنامه را بكلام تازى ترتيب داده و آماده ساخته بود ، بسبب مرگ شاهرخ نتوانست اين سفر را انجام دهد ، ولى نشان مذكور را در كتاب خود آورده و گفته است كه سلطان ابو سعيد گوركان در سال 870 وى را طلبيده و آن نشان را خواسته و بيكى از ثقات براى ترجمهء فارسى داده و ملاحظه كرده است « 4 » .
هامش
( 1 ) - دربارهء سفر حج برادرش شريف الدين عبد القهار و قصيده‌يى كه در مدح خانهء كعبه ساخته و همانجا خوانده ، رجوع كنيد به مطلع السعدين ج 2 ص 741 - 746 ( 2 ) -Bidjanagar( 3 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 868 ( 4 ) - دربارهء اين سفارت انجام نيافته و شرح نشان مذكور در متن تا ترجمهء آن بامر سلطان ابو سعيد گوركان رجوع كنيد به مطلع السعدين ج 2 ص 868 - 872 .