هرات ولادت يافت « 1 » و در حجر تربيت پدر با علوم ادبى و دينى آشنايى كامل جست و در اثناى تحصيلات شرحى بر رسالهء قاضى عضد الدين ايجى « 2 » دربارهء تحقيق معانى حرف و اسم اشاره و غير آن ترتيب داد و بنام شاهرخ مزين ساخت و در مجلس شاهانه با حضور علما تقديم خدمت سلطان كرد و مورد محبت او قرار گرفت چنان كه در همان مجلس « فرمان نافذ شد كه چون پدر او مولانا اسحق ملازم بوده او نيز ملازمت نمايد و با موالى و اهالى در بارگاه عالى درآيد و از دقايق علوم و حقايق مفهوم هرچه بايد و شايد ، و او نيك داند ، بموقف عرض رساند » « 3 » و اين امر چنان كه كمال الدين خود گفته « 4 » بسال 841 رخ نموده و او در آن سال بيست و پنج ساله بود .
از آن پس كمال الدين عبد الرزاق همواره از حمايت و تربيت شاهرخ برخوردار بود و بعبارت خود او « مدت نه سال در صحبت اهل كمال به خدمت آن حضرت قيام نمود و او را كه چون سنگ خارا از هيچ رنگ لطيف نصيبى نداشت تاب آفتاب تربيتش ياقوت احمر ساخت و طبع فسرده را كه مانند خانهء فقير از نفوذ هنر خالى بود معدن جواهر زواهر و بحر لآلى متلالى گردانيد » « 5 » .
تقرب عبد الرزاق در عين جوانى ، در خدمت شاهرخ ، موجب حسادت گروهى از مدعيان شد چنان كه گفتند « خود را طالب علمى مكمل نساخته و كار آباء و اجداد گذاشته ملازمت مىكند » « 6 » تا آنكه عاقبت مجلسى از علما در خدمت شاهرخ ترتيب يافت و كمال الدين را در آن مجلس امتحان كردند و بفضل و دانش او گواهى دادند « 7 » .
هامش
( 1 ) - حبيب السير ج 4 ص 335 . اين قول از اشارات خود كمال الدين عبد الرزاق هم تأييد مىشود
( 2 ) - دربارهء او رجوع شود به همين كتاب ، ج 3 ص 243 ، 246 ، 295 و جز آن .
( 3 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 706
( 4 ) - ايضا همان كتاب و همان صحيفه
( 5 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 706 - 707
( 6 ) - ايضا ص 732
( 7 ) - دربارهء شرح اين مجلس امتحان رجوع كنيد به مطلع السعدين ج 2 ص 733 - 734