تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
باشد كه استادى چون نور الدين عبد الرحمن گفته است :
لفّ او را گر كنى نشر از بديع نظم و نثر * پر ز صنعت يا بيش از ابتدا تا انتها از بياض فرجهء بين السطور او بود * نهر سيمين را ز هرجا خاسته مشكين گيا سوى معراج حقايق عقل و جان را سلمست * شكل ترتيب سطورش كآمده سلم نما سلمست اما درو غير تنزل نيست دأب * طرفه حالى كآن تنزل هست عين ارتقا پايه پايه عقل از آن سلم چو مىآيد فرود * مىنهد گويى ز هر پايه فراز عرش پا نظم و نثرش بين كه پندارى دبير چرخ كرد * عقد پروين را در اثناى بنات النعش جا فقره‌هاى نثر او قوت ده پشت هنر * نكته‌هاى نظم او روشنگر تيغ ذكا . . .
و براستى انشاء خواجهء جهان درخور همهء اين ستايشهاست و او در سياست و تدبير و آراستن ميدانهاى جنگ و گشودن قلعه‌ها و تنظيم امور ديوان همه و همه هوش و استعداد خداداد را به كار مىبرد و از آنها بهره‌هاى باورناكردنى مىگرفت .

11 - كمال الدين عبد الرزاق

مولانا كمال الدين عبد الرزاق پسر مولانا جلال الدين اسحق سمرقندى از اكابر رجال عهد تيمورى و از مورخان مشهور آن دورانست . پدرش جلال الدين اسحق سالها در اردوى شاهرخ منصب قضا و پيش‌نمازى داشت و گاهى در خدمت شاهرخ بتوصيح مسائل و قرائت رسائل دينى مىپرداخت « 1 » . وى صحيحين « 2 » را نزد شيخ الاسلام شمس - الدين محمد الجزرى ( م 833 در شيراز ) از علماى معروف حديث و قرائت قرآن تحصيل كرده و اولاد خود يعنى همين كمال الدين عبد الرزاق باضافهء مولانا جمال الدين عبد الغفار و مولانا شريف الدين عبد القهار و مولانا عفيف الدين عبد الوهاب را در مجالس درس آن استاد حاضر مىنمود « 3 » . و اما عبد الرزاق در دوازدهم شعبان سال 816 در شهر
هامش
( 1 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 704 - 705 ، حبيب السير ج 4 ص 335 ( 2 ) - مقصود صحيح بخارى و صحيح مسلم است در حديث ( 3 ) - مطلع السعدين ج 2 ص 631