تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
. . . غرق بحر شوقم ار سويت نويسم شرح آن * نيست آن جز جنبش دستى به قصد آشنا « 1 » نيست در شهر ترا از بهر منع زائران * شهر بى در را چسان دربست بر رويم قضا « 2 » از گرانجانى نيارم سويت آمد و رنه هست * جذب شوق از پيش روى و دفع اضداد از قفا
و در اواخر اين قصيدهء عالى بنام « خواجهء جهان » چنين اشاره نموده است :
از جوانمردان كهفم معرض از اغيار و نيست * رازدار من وراى كهف يا كهف الورا هم جهان را خواجه و هم فقر را ديباچه‌اى * نلت سرّ الفقر لكن تحت استار الغنا مدح تو خوانم نه همچون شاعران و منشيان * دارد از آواى زاغان طوطى طبعم ابا . . .
در يكى از غزلهاى جامى بدين مطلع :
گردش جام كه زد صنع ازل پرگارش * سر نپيچد ز خط اين دايرهء زنگارش
باز به محمود گاوان كه لقب « ملك التجار » داشت اشاره كرده است بدينگونه :
جامى اشعار دلاويز تو جنسى است نفيس * پودش از حسن بود لطف و معانى تارش همره قافلهء هند روان كن كه رسد * شرف و عز قبول از ملك التجارش
از شاعران و مداحان خواجهء جهان در احمدآباد بيدر يكى ملانظيرى و ديگرى ملا سامعى را ذكر كرده‌اند . ملا نظيرى غير از نظيرى نيشابورى است ، و اين هر دو شاعر از تمام‌كنندگان بهمن‌نامهء آذرى هستند چنان كه پيش ازين نوشته شد « 3 » . خواجهء جهان با همه اشتغالش بتجارت و امارت سپاه و صدارت سلاطين آثار خوبى از خود بيادگار گذارده است كه مهمتر و مشهورتر از همهء آنها منشآت اوست بنام رياض الانشاء . اين مجموعه از سرمشقهاى منشيان در هند شمرده مىشده و در آن سامان شهرت بسيار داشته و هنوز هم معروفست و طبع منقح خوبى از آن در حيدرآباد بسال 1948 ميلادى صورت گرفته و نسخ خطى آن نيز كم نيست . اثر ديگر او كتابيست بنام مناظر الانشاء در آيين ترسل و مباحث مربوط به بلاغت . متن اين كتاب انشائى عالمانه
هامش
( 1 ) - آشنا : شنا . ( 2 ) - اشاره است به شهر احمدآباد بيدر ( - بىدر ) كه در زمان صدارت خواجهء جهان پايتخت بهمنيان بود . ( 3 ) - رجوع شود به همين كتاب و همين جلد ، ص 327