فرشته رائج بود و چند قصيده و ابياتى از آنها را در كتاب مشهورش رياض الانشاء آورده است .
خواجهء جهان با افاضل خراسان و عراق مكاتبه داشت و براى آنان تحفهها و هديهها مىفرستاد . مكاتبات او و نور الدين عبد الرحمن جامى در اين ميان از همه مهمتر است . در مجموعهء مكاتيب جامى هم چند نامه بنام ملك التجار هندوستان يعنى همين عماد الدين محمود است كه استاد جام در آنها داد سخن داده و بتفصيل تمام دقايق عرفانى را در آنها مطرح كرده و انشاء خود را بلطائف اشعار تازى و پارسى آراسته است « 1 » .
علت اين توجه خاص جامى بتحرير مكتوبهاى آراسته بخواجهء جهان آن بود كه خواجه نيز نامههاى خود را كه به خدمت استاد مىفرستاد ، بآرايش تمام انشاء مىكرد و بانواع عبارات و اشعار تازى مىآراست و ابيات رايع دلپسند پارسى را در مطاوى كلام مصنوع و منشيانهء خود جاى مىداد .
بسبب همين مودت غايبانه كه ميان دو استاد فاضل بليخ وجود داشت ، جامى با آنكه كمتر بستايش معاصران رغبت نشان داده ، خواجهء جهان را در اشعار خود ستوده است . يكى از قصائد طولانى جامى در جواب يكى از مكتوبهاى خواجهء جهان است بدين مطلع :
مرحبا اى قاصد ملك معانى مرحبا * الصلا كز جان و دل نزل تو كردم ، الصلا
و اين قصيدهييست طولانى و متضمن معانى دقيق ، و استاد جام ابيات متعددى را از آن صرف ستايش نثر و نظم استادانهء خواجهء جهان كرده و بعجز خود در برابر قلم سحار آن منشى توانا اعتراف نموده و بدين سبب در جواب او از شعر بجاى نثر استمداد جسته « 2 » و ضمن اظهار شوق بديدار خواجه بعجز خود از پيش گرفتن چنان سفرى دشوار اشاره كرده و فرموده است :
بعد تبليغ سلام از بنده جامى عرضه كن * گر مجال گفتوگو باشد در آن حضرت ترا
كآرزوى من بديدارت بسى كاملترست * ز آرزوى عاشق مفلس بوصل كيميا
هامش
( 1 ) - رسالهء « جامى » بقلم آقاى على اصغر حكمت ، تهران 1320 ، ص 53
( 2 ) - رجوع كنيد به كليات جامى ، چاپ هند ص 60 ببعد